# در این بخش میتونید از برنامه ها و اهداف آیندتون بگید، و با دوستانتون در این زمینه همفکری کنید.
# طرح مشکلات اخلاقی و رفتاری که با آنها مواجه هستید، بلا مانع است.
# این بخش جهت همفکری کاربران با همدیگه است. و چه بسا پیامها از سوی مدیران، بدون پاسخ بماند.
لذا با توجه به این مساله و نیز زیادی حجم پیامها، مواردی که نیاز به پاسخ مدیران دارند را در دیگر بخشهای مربوطه مطرح نمایید.
# مشکلات مربوط به خودارضایی رو در بخش «درخواست کمک» نیز میتونید مطرح کنید، و اونجا هم میتونید در کنار مدیران، به دوستانتون کمک کنید.
برگرفته شده از وبلاگ توبه 94 :: همفکری آقایان
نگه داشتن آتش کف دست
11 دی 1404 ساعت 01:12سلام
به ستاره شب
شاید فکر کنی اینکه گفتم بدنشون منفجر میشه یه شوخیه اما موضوع وحشتناکیه یک نمونه اش که در موارد نادر در سراسر جهان اتفاق افتاده و هیچگونه مدرک علمی نداشته تا الان و صرفا دانشمندان دربارش نظریه هایی مطرح کردند «پدیده احتراق از درون» هست پدیده ای که بدون هیچ عامل بیرونی انسان رو در عرض چند ثانیه از درون به خاکستر تبدیل میکنه میتونی دربارش تحقیق کنی مرگ وحشتناکیه.
فقط میتونم بگم میدونی شیاطین از جمله ابلیس از جنس آتش هستند.
التماس دعا برای ظهور
در پناه امام زمان عج
نگه داشتن آتش کف دست
10 دی 1404 ساعت 15:26سلام
به ستاره شب
نمیتونم خیلی چیزا رو بگم چون نمیتونی درک کنی فقط میتونم بهت بگم اگر جوان های این دوره به خ.ا گرفتار نمیشدند به دلیل تجمع ربا در بدن انقدر شیاطین بهشون فشار میآوردند که بلا استثنا به معنای واقعی بدنشون منفجر میشد و از هم متلاشی میشدند. و علت این ظلم هایی که بهمون میشه نداشتن خلوص ما مردم هست تا امام زمان عج بتونن در بینمون باشند و همه بدبختی ها رو سر و سامان بدهند.
مشکل به هیچ وجه و اصلا از وجود داشتن شهوت نیست بلکه به خاطر فتنه های آخر الزمان از جمله مهمترینش یعنی ربا هست که همه رو بدبخت کرده تو حسابش کن اگر یه لقمه ربا به خورد پیغمبر اللهی بدن ، دینش رو نابود میکنه تو دیگه تا تهش رو حساب کن. (البته که پیامبران و امامان بیشتر از هر کسی روی لقمه حلال حساس بودند و ما فقط اداشون رو در میاریم )
به طور مفصل درباره ربا ، اثراتش ، راه حل توی بخش درخواست کمک صفحه اول توضیح دادم میتونی بری بخونی و انجام بدی.
زمانی که به طور کامل انجام بدی میفهمی اگر به اندازه کل مردم دنیا شهوت داشته باشی و در محرک ترین شهر دنیا زندگی کنی به راحتی میتونی حس آرامش با خدا بودن رو درک کنی و با عمل به دستوراتش به راحتی دینت رو حفظ کنی حتی اگر قصد داشته باشی تا آخر عمر مجرد باشی.
اما بزار یه هشدار بهت بدم برای عمل کردن به اون چیزایی که گفتم باید از همه خواسته های دنیات بگذری و آماده شنیدن هر سرزنشی باشی.
امیدوارم که بری انجام بدی و موفق باشی.
التماس دعا برای ظهور
در پناه امام زمان عج
ستاره شب✨
10 دی 1404 ساعت 01:12خدایا دمت گرم عجب چیزی اختراع کردی
شهوت
ایده جالبی بود
برای اینکه ما رو به .... بدی
🙏🙏
منتظر
15 دی 1404 ساعت 19:03سلام
شهوت اختراع برای سقوط نیس امتحانیه برای رشد
خدا شهوت رو داده ولی عقل، اختیار و راه حلال هم کنارش گذاشته
مشکل از شهوت نیست مشکل از اینه که شهوت فرمانده میشه و عقل اسیر شهوت
اگر مهارش کنین بهتون قدرت حرکت میده و اگر رهاش کنین همهچیز رو نابود میکنه
شاید درد ما اینه که متناسب با سنمون بهمون یاد ندادن که چطور درست زندگی کنیم و آگاه باشیم ازینجور چیزها و راههای در امان موندن ازشون
ستاره شب مطمئنم شما راهی پیدا میکنین
پاکیتون ابدی
BenzAldehyde
02 دی 1404 ساعت 21:22به نوکر مولا
سلام
امیدوارم حالت بهتر شده باشه
می فهمم حالت رو، همه ی کسانی که تو این سایت هستن، نه تنها یک بار، بلکه بارها همین حالت شما رو تجربه کردن، توبه ی واقعی کردن ولی باز شکست خوردن، حداقل برای من که این طوری بوده
بعضیا تا حد خیلی خوبی تونستن در نهایت غلبه کنن، و بعضی ها هم همچنان در تلاش ان
به نظر من نکته مهم اینه که با خودمون دوست باشیم و خودمونو دوست داشته باشیم، و سعی کنیم واقعا فکر کنیم چی شد که (مثلا آخرین بار) به گناه کشیده شدیم، و به طور جدی کاری کنیم که دیگه شرایطش پیش نیاد
برای هر کسی هم میتونه خیلی متفاوت باشه، کما این که اون سالای اول من یه جور دیگه ای به گناه می افتادم، بعد کم کم حلش کردم، بعد مدلش عوض شد، باز کمترش کردم، و هی این کارو کردم تا بالاخره خیلی کمتر شد
هر کسی راه حلای خودشو داره که باید پیداشون کنه، مهم ترینشون هم اینه که واقعا از ته دلمون این گناها رو رها کنیم و واقعا این لذت ها رو نخوایم
تو هم مطمئنا میتونی راهتو پیدا کنی
موفق باشی :)
منتظر
11 دی 1404 ساعت 15:24خداقوت🌱
نگه .داشتن گلوله آتش کف دست
01 دی 1404 ساعت 22:43سلام
به خاک
خسته نباشی به همین زودی جا زدی میدونی که اگه تا تهش صبر کنی یکی از یاران خاص امام زمان عج میشی! همین الانم خدا خیلی دوست داره که هنوز به فکرش هستی.
فقط کافیه به اون چیزایی که گفتم عمل کنی تا نجات پیدا کنی همین.
در پناه امام زمان عج
خاک🌱
01 دی 1404 ساعت 00:07من یه خوکِ کثیفم...
یه حیوون نجس :)
که همه باید باهام بد رفتار کنن...
من یه آدم عوضی ام... نباید به آدما نزدیک بشم
من یه حیوون کثیفم
اصلا به چه حقی به آدما نزدیک میشی؟
جای حیوون که پیش آدما نیست...
حلالم کنید :) این حیوون رو حلال کنید
خدافظ :)
منتظر
09 دی 1404 ساعت 19:50سلام داداش خاک🌱
نه… صبر کنین
این حرفها در مورد شما حقیقت نیست
اگه اینا درست بودن که الان اینهمه عذاب نمیکشیدین و ناراحت نبودین
خودتون رو به تنهایی محکوم نکنین
شما قلب بزرگی دارین قلبی که درسته زخمیه ولی میشه خوب شه
لطفا خودتون رو بغل کنین لطفاااا
نوکر مولا
30 آذر 1404 ساعت 01:01میشه کمکم کنین؟
من سردرگمم تازه با شایت شما اشنا شدم توی اینترنت هر چی سرچ میزدم ترک گناه سایت شما نشونم میداد.
اومدم توی سایتتون بعضی مطالب و خوندن یه حالی شدم. حالم اصلا خوب نیست.
سردرگمم برای ترک گناه. میترسم. چند ساله هر چی ترک میکنم باز شکست میخورم. الانم میترسم بگم ترک میکنم و توبه کنم باز شکست بخورم و شرمنده خدا بشم.
میشه یکی کمکم کنه؟ نمیدونم چیکار کنم از وجود خودم خسته شدم دوست دارم بمیرم😭 دوست دارم زمین خدا از وجود منه کثیف پاک بشه😭 فکر کنم خدا باهام قهر کرده😞 میشه کمکم کنین لطفا مشاور هم دارین؟ میشه اینجا حرف زد پیامی بدین بهم؟
منتظر
09 دی 1404 ساعت 19:39سلام
به جمعمون خوش اومدین🌱
نکاتی که بهنظرم مهمه و تقریبا بین همه مشترکه بهتون میگم ولی قطعا مسیر هرکسی منحصر به فرده و باید از تجارب خودتون استفاده کنین و مسیر اختصاصی خودتون رو بسازین
برای شروع لازمه که انگیزه داشته باشین و مستمر تلاش کنین و اولین چیزی که برای بالا بردن انگیزه و تلاش نیاز دارین اینه که مشخص کنین از زندگی و آینده چی میخواین
ما برای انجام هرکاری به یک چرایی نیاز داریم و هرچقدر این چرایی بزرگ و قوی باشه همونقدر بیشتر براش تلاش میکنیم و تضمینه که وسط راه ول نمیکنیم
اگر چشم انداز روشنی نسبت به آیندهی خودتون داشته باشین میتونین انگیزهی خودتون رو هم بالا ببرین
واسه ترک گناه باید ارادتون رو قوی کنین و برای قوی کردن اراده باید نظم داشته باشین و نماز اول وقت چیزیه که به آدم نظم میده و اراده رو به شدت قوی میکنه💪
یکی دیگه از راههای تقویت اراده نه گفتنه🤝
نه گفتن به گناه و شما تو چیزای کوچیک با نفستون تمرین نه گفتن بکنین تا بتونین به گناه هم قاطعانه نه بگین
اگه ارادهی خودتون رو بالا ببرین وقتی که علائم وسوسه شدن رو دیدین سریع گوشی رو میزارین کنار که از پ.و.ر.ن در امان باشین یا خودتون رو با کارای دیگه سرگرم میکنین که اون تحریکه بره
البته هر روز صبح هم به امام زمان توسل کنید و توسل به ایشان حلّال مشکلات است و کار شما را به نتیجه می رساند انشاءالله الرحمن" _آیتالله جاودان
و فراموش نکنین که باید نفستون رو تنبیه و تربیت کنین
شهوت و نفس نابود نمیشن بلکه رام میشن درواقع نفس مثل بچه میمونه یعنی یهجاهایی باید باهاش کنار بیاین یه جاهایی بهش حال بدین و یه جاهایی هم محکم باید جلوش وایسین
اگه به نفس همیشه بخواین سختی بدین رَم میکنه و مثل یه اسب وحشی زمین میزنه یعنی بعد چن روز سختی یه حالی بهش بدین (منظور از حال یه لذت حلاله که جلوی رَم کردن نفس رو بگیره)
حضرت علی (ع) گفتن که برای دلها اقبال و ادبار هست یعنی اینکه یه موقع نفست حال داره یه موقع نداره
پس وقتی حال عبادت مستحبی ندارین اصلا نباید برین سمتش اما وقتی حالش رو دارین تا میتونین سجدهی طولانی برین اما واجبات رو باید چه حالش رو داشته باشین چه نداشته باشین باید انجام بدین و جلوی نفستون محکم بایستین و تو دهنش بزنین
یکی از بهترین روشها برای رام شدن دائمی نفس روزه گرفتنه
روزه گرفتن و گرسنگی و تشنگیای که میکشین باعث میشه زور نفس کم بشه و حرف گوش کن میشه و توقعش میاد پایین
و نگم از کنترل افکار، ببینین افکار مثل رودخونه میمونن نمیشه جلوی جریانشون رو گرفت فقط میشه هدایتشون کرد
برای کنترل افکار لازمه که حدالامکان بیکار نمونین و خودتون رو با فعالیتهای مختلف سرگرم کنین با عبادت، با تفریح، با درس، با ورزش، با مطالعه، با کار و ...
با این حال ممکنه گاهی افکاری قویتر باشن و اذیت کنن اینجاست که از تکنیک جهش فکری استفاده میکنین یعنی کانون توجه ذهنتون رو به سمت چیزهای خوب هدایت کنین
از تنهایی و بیکاری تا جای ممکن پرهیز کنین
حتما تفریح داشته باشین تو زندگیتون که دوپامین مورد نیاز بدنتون از راه درست تامین بشه
ورزش منظم و روزانه خیلی کمک کنندهست
نماز اول وقت هم که نباید فراموش بشه
و حتما خوب فکر کنین و ببینین که چیا باعث لغزشتون شدن دفعات قبلی و اونهارو پوشش بدین
پاکیتون ابدی
خادم توابین
27 آذر 1404 ساعت 00:31BenzAldehyde
سلام برادر بنز
خوش برگشتی💚💚💚💚💥💥💥💥💥🌹🌹🌹🌹
راحت میتونی این رو تبدیل کنی به پاکی کامل و لذتت رو از وجودت صد برابر کنی
همیشه پاک و موفق باشی
باز هم اشتباهی به ما سر بزن😆
BenzAldehyde
26 آذر 1404 ساعت 16:17سلام و درود و نور
یادش بخیر! این، روش سلام کردن یکی از خانومای ادمین سایت بود که چند دفعه کمک مهمی کردند به من.
ان شاء الله همگی عالی باشید و در مسیر رضایت خدا و راضی بودن از خدا 😍
اومدم URL یه سایت دیگه رو بزنم اشتباه زدم اومدم اینجا 😂
و خاطراتی زنده شد برام.
اون زمانی که من افتادم تو چرخه ی گناه، کلاس دهم بودم، هم زمان شده بود با کرونا و در دسترس قرار گرفتن جدی اینترنت برای من. و همین به تدریج باعث این اتفاق شده بود.
الان سال سوم دانشگاهم، حدودا هم فک کنم 2 ماهی میشه که پاکم، البته اگه یک سال اخیر رو نگاه کنیم، معمولا مدت پاکیم دیگه بالای یکی دو ماه بوده، و به نظر میرسه اگه همین جوری که سرم الان شلوغه، شلوغ بمونه پاک بمونم به امید خدا 😆. ینی وقتی به این سیر 5 ساله ی خودم نگاه میکنم، انگار تمام شکست خوردن ها، و در پی اونها تلاش ها برای پیشگیری از لغزش بعدی، موثر بوده. حتی اگه باز هم به گناه کشیده شده باشیم. طبیعی هم هست، به هر حال شیطون هم موجود ضعیفی نیست، با حضرت آدم هم کشتی گرفته و پیروز شده!
خواستم فقط یه انگیزه بدم به هر کسی که تو سایت هست. از تجربههای شخصی خودتون استفاده کنین، حداکثر تلاشتون رو بکنین، ایده بزنین برای بستن راههای شیطان، و تا جای ممکن به شدت دور بمونین از هر چیزی که میتونه منجر به این گناهان بشه. برای من، علاوه بر اینها، این که سرم با درس انقد شلوغه خیلی موثره توی عدم گناه.
همگی موفق باشین و التماس دعا. ❤
منتظر
04 دی 1404 ساعت 17:45سلام و درود و نور
خوشحال شدم بعد مدتهای طولانی توی سایت دیدمتون
و خوشحال شدم که قدمهای محکمتری برمیدارین
انشاءالله که همیشه بدرخشین✨️
دیدن موفقیت شما ها امید و انگیزه رو به مجموعه برمیگردونه🌱
پاکیتون ابدی
نگه داشتن گلوله آتش کف دست.
25 آذر 1404 ساعت 00:42سلام
به خاک
لقمه کاید از طـــریق مــشتــبــه
خاک خور، خاک و بر آن دندان منه
در پناه امام زمان عج
نگه داشتن گلوله آتش کف دست.
25 آذر 1404 ساعت 00:39سلام
به خاک
توی وبلاگ قبلی هم توی همین بخش نظر میدادی از اون موقع درگیری و به این دلیل بد تر شدی که:
تا وقتی لقمه حلال و حرام رو رعایت نکنی وضعیت همینه و قرص و دارو هم فاییده ای نداره اگر میخوای بفهمی منظورم از لقمه حلال و حرام چیه کامنت هام رو توی قسمت درخواست کمک بخون بهت قول میدم اگر کامل رعایت کنی از شر همه بدبختی هایی که گرفتارش هستی نجات پیدا میکنی نه فقط خ.ا بلکه همه درد هایی که میکشی.
چند سال پیش توی وبلاگ قبلی هم این راه حل رو گذاشته بودم اما متاسفانه خیلی ها گوش نکردن.
در پناه امام زمان عج
خاک🌱
23 آذر 1404 ساعت 23:14من چرا اشکم نمیریزه و هی پلک میزنم؟ :)
تمام وجودم درده :)
کسی هم نیست یه کم منو بفهمه :) سیگار میخوام
فردا صبح میخرم :)
گفتم دیگه نمیکشم ولی نمیشه ، مغزم نمیکشه...
مشروب هم که میخورم دیگه :)
چقد حالم بده... 🙂💔🖤
منتظر
30 آذر 1404 ساعت 17:42سلام داداش خاک
میفهممتون … واقعاً میفهمم
اینکه اشکتون نمیاد معنیش بیحسی نیس بلکه بدنتون خستهتر از اونه که حتی گریه کنه
این حال حالِ بیپناهیه و نه ضعف و باور کنین خیلیها این نقطه رو دیدن فقط کمتر کسی جرئت کرده بگه
سیگار و مشروب وسوسهان چون مغزتون دنبال یه بیحسکنندهی فوریه نه چون بخواین خرابتر کنین خودتونو
این لحظه فقط همینو بدونین که حالتون نشون از بد بودنتون نیس بلکه زخمتون رو نشون میده
باور دارم که روح شما زیباتر از چیزیه که حتی تو تصور هم جا نمیگیره
زخمهاتون رو انشاءالله مهدی فاطمه مرهم بزارن🌱
neko
06 آذر 1404 ساعت 23:47به خاک🌱:
سلام
خوش به حالت
حرم میرم خیلی خوبه،وقتی دلت میگیره میشه رفت یه گوشه گریه کنی و سبک شی
تو نوری✨️
مواظب خودت باش💛🫂
neko
06 آذر 1404 ساعت 23:45به ادمین منتظر:
سلام
سلامت باشید🙏🏼
منتظر
10 آذر 1404 ساعت 21:40ممنون
همچنین انشاءالله🌱
neko
06 آذر 1404 ساعت 23:45به یا رب المذنبین:
سلام
ببخشید من هی یادم میره چک کنم اینجارو
دفعه دیگه رفتم مخصوص دعا میکنم
مواظب خودت باش🫂💛
خاک🌱
04 آذر 1404 ساعت 21:57صحن انقلاب تکیه دادم به دیوار سقا خونه ، روبروی گنبد و پنجره فولاد :")
به یاد همتون هستم...🥲❤️🩹
منتظر
07 آذر 1404 ساعت 16:01سلام داداش خاک
التماس دعا🌱
انشاءالله که خود حضرت رضا ضامن قلبتون بشن و حالتون بهتر شه💫
نگه داشتن گلوله آتش کف دست
04 آذر 1404 ساعت 19:39سلام
به خاک
سوالاتی داشتم
1.سه ساله داری چه داروهایی میخوری و چرا میخوری؟
2.هنوز پیش پدر و مادرت زندگی میکنی یا جدا ازشون ؟
اگر میشه لطف کنی به سوالاتم پاسخ بدی انشا الله بتونم راه حلی رو بهت بگم مثل معجزه باشه برات.
راستش از وبلاگ قبلی یادمه پیام میذاشتی اون موقع کسایی مثل شهید ابراهیم هادی و تو و... بودند.
در پناه امام زمان عج
خاک🌱
30 آبان 1404 ساعت 21:52راستی...
۲ سال و ۱۰ ماهگی دارو هام مبارک😄
دو ماه دیگه ۳ ساله میشیم باهم :)
من که تنها نیستم...داروهام باهامن :))
خاک🌱
30 آبان 1404 ساعت 21:48و در من مرد جهانی از نور و ستارگان و کهکشان هایی که روزگاری بی وقفه کودک درونم خیره به آنها بود... به رنگ هایشان ، چرخششان ، زیباییشان :)
و آن کودک نیز...
قبر کوچکی دارد ، هم قد و قواره جهان کوچکم....شاید به وسعت قلبم بزرگ... شاید به اندازه جسمم کوچک :)
اگر قلبی نباشد ، جسم به چه کار آید؟ جز راه رفتن و دیدن خاکستری ها و روزی خوابیدن زیر خاک های سرد و شاید غذای لذیذی شدن برای موجودات کوچک ؟ البته اگر لیاقت آن را هم جسمم داشته باشد...😄
قلبم جزیره کوچکی بود در میان درد و درد و درد و درد و درد هایم...
شاید من ، من نیستم... شاید من یعنی درد و درد و درد و درد و درد و درد...
به من نزدیک نشوید شاید دردِ من جهان شماراهم فرا گرفت :)
خطر درد گرفتگی !😄
منتظر
02 آذر 1404 ساعت 15:01سلام
انسانهایی که میتونن اینطور بنویسن “درد” نیستن بلکه "آگاه از درد" هستن و اینا فرقشون خیلی زیاده
کسی که دردشو میبینه و باهاش حرف میزنه اتفاقا بهنظرم زندهست نه خاموش
کسی که هنوز میتونه اینطور جهان رو توصیف کنه هرچقدر هم خسته باشه هنوزم نوره
ترسناک آدمهایی هستن که احساس نمیکنن نه شما
شما فقط درد رو میشناسین نه که خود درد باشین
مطمئنم راه برگشت به جهان زیبای وجودتون رو پیدا میکنین🌱
یارب المذنبین
24 آبان 1404 ساعت 08:15سلام
وقتی آدم پاکی رو بیشتر میره بالا؛ بیشتر امام زمانش رو درک می کنه؛ وقتی روزهای پاکی انسان بیشتر میشه احساس تنهایی بیشتر بهش دست میده؛ در روزهای پاکی پایین انسان رفیق زیاد داره ؛ مثلاً شکست می خوره هم دردی زیاد می کنن باهاش؛ چون خیلی ها مثل خودشون وهم درد خودش هستن و بیشتر درکش می کنن اما هر چقدر روزهای پاکی انسان بالا بره دیگه درک این انسان هم سخته؛ چون هم دم وهمدردش کم میشه؛ البته زمانه امروزی هم با مثلاً ده سال پیش خیلی فرق داره؛ ده سال پیش قلب ها خیلی به هم نزدیک بودن ؛ مراوده ها خیلی بیشتر بود همه باهم زیاد همدردی و همدلی می کردن؛ البته دعواهاهم بیشتر بود چون از محبت زیاد دعوا هم بوجود می اومد اما آلان بعد گذشت ده سال دیگه انسان احساس می کنه مظلومیت ها خیلی بیشتر شده ؛ دیگه انسانها خیلی تنها مونده ان....دیگه از آن صمیمیت ها یا خبری نیست یا خبری هم باشه هر روز کمرنگ وکم رنگ تر می گردد...امام عصر «عج»هر روز درکش به خیلی ها سخت تر می گردد...خیلی ها هم دیگه حتی برای ظهورش یا دعا نمی کنن یا کم دعا می کنن یا بی بخار دعا می کنن؛ امام عصر «عج»همان گمشده ای است که ما هر چه ازش دور می گردیم پاکی ها هم از ما دور میشن...او چطور می خواد قلب مرده ما رو زنده کنه؟؟؟ قلبی که هر روز به مرگش ومرگ دایمی اش نزدیک و نزدیک تر می گردد...یعنی میشه ما امام عصر مون رو درک کنیم؟؟؟؟به معنی خیلی بهتر درک کنیم؟؟؟چرا نمی تونیم خودمون رو به او نزدیک کنیم؟؟؟؟البته خیلی به ما نزدیکه؛ همیشه نزد ماست اما متاسفانه خیلی هم از ما دوره ؛چون در اثر اعمال وگناهانمون خیلی درکش برای ما سخت میشه!!!!
منتظر
27 آبان 1404 ساعت 14:27سلام
هر چقدر انسان در مسیر خودسازی جلوتر میره طبیعیه که کمتر کسی همسطحش باشه
این همون چیزیه که امیرالمؤمنین(ع) فرمود:
«صَعُبَتْ مُرَافَقَةُ الْأَفْرَاد»
همراهی با کسانی که تنها مسیر خدا رو میرن همیشه سخت و کمیابه
به نظرم امام زمان(عج) دور نمیشه حتی اگر ما حال درک کردنش رو نداشته باشیم بلکه صبوری میکنه برگردیم🌱
گاهی پاکی زیاد قلب رو لطیفتر میکنه و آدم احساس غربت میکنه ولی بهنظرم این غربت نشونهی دوری نیست نشونهی بیداریه
پاکیتون ابدی
یارب المذنبین
24 آبان 1404 ساعت 01:35به داداش « neko»
سلام عزیز برادر ؛خوشا به سعادتت ؛ حتما مرا هم دعا کن؛ بگو آقای عزیز یه بنده رو سیاهی هم هست که چند ساله شما اون گناهکار رو نطلبیدی؛ لطف کن او رو هم به نزد خودت بطلب😢التماس دعا دارم ازت عزیز برادر😥
neko
23 آبان 1404 ساعت 16:13توی حرم امام رضا دعاگوی همه سایت بودم
منتظر
27 آبان 1404 ساعت 14:23سلام
حاجت روا بشین انشاءالله🌱
خاک🌱
18 آبان 1404 ساعت 09:49نمیدونم اومد یا نه
حال و حوصله دوباره نوشتنش رو ندارم :)
منتظر
19 آبان 1404 ساعت 20:56سلام بعد مدتهای طولانی ...
متأسفانه پیامتون ثبت نشده داداش خاک
خوشحال شدم دیدمتون هرچند امیدوارم دفعهی بعدی با حال خوب ببینیمتون🌱
neko
25 مهر 1404 ساعت 01:34به خاک🌱:
سلام
آره خیلی سوت و کوره
قبولیت مبارک👏🏼
امیدوارم همه چی خوب برات پیش بره
مواظب خودت باش🫂💛
neko
25 مهر 1404 ساعت 01:33به ادمین منتظر:
ممنون از پیامتون،درسته
به یارب المذنبین:
ممنونم از پیامت،خسته بودم و هنوزم میشم از خودم،خیلی وقتا چیزی نوشتم ولی حذف کردم ولی دیگه اون دفعه نتونستم
در کل هم ببخشید دیر جواب میدم،سعی میکنم بیشتر بیام
به صورت کلی اتفاقای خوبی افتاده،یه روانشناس خیلی خوب پیدا کردم،برای حل مشکلاتم جلوتر رفتم و نزدیک تر به رفعشونم
مواظب خودتون باشید🫂💛
منتظر
25 مهر 1404 ساعت 12:56سلام
سلامت باشین🌱
خوبه خداروشکر، انشاءالله که زودتر کلی خبرای خوب ازتون بشنویم
پاکیتون ابدی
خاک🌱
18 مهر 1404 ساعت 18:46چقدر سایت خلوت شده :)
هیچکس نیست انگاری :)
همین دیروز بود ، راجع به قبول شدنم تو دانشگاه یه متن نوشته بودم :) الان دو هفته اس میرم سر کلاس :)
دلم براتون تنگ شده بود
شاید بیشتر بیام ، ولی خب کسی نیست
همه رفتن انگاری...🙃
Ashkan.rus
19 مهر 1404 ساعت 14:29سلام
هستیم عزیز در خدمتت
انشاالله از این به بعد فعالیت بیشتر و گسترده تر میشه
خوشحالم بابت دانشگاه رفتنت
موفق باشی
یارب المذنبین
07 مهر 1404 ساعت 23:21به داداش عزیزم « neko»
سلام داداشی ؛ اصلا دلم نمی خواست با این حالتت باهات روبرو بشم.....دلم می خواست همان داداش نکوی عزیز باشی که همیشه حرفهاش سرشار از روحیه به همه بود و اینجا همیشه سر می زد و به همه ما یه امیدی می داد...وضمنا باز دلم نمی خواد که یه سری حرفهای تکراری و نصیحت مآبانه بهت بزنم که اکثرا دیگه اینگونه حرفها و نصایح هیچ اثری برای تقریباً هیچ احدی نداره؛ ولی فقط یه نکته من باب دوستی گذشته که داشته می خوام یادآور گردم که هرچه هم ما تا سر خرخره هم در گناه غرق بشیم چون هنوز نفسمون تموم نشده می تونیم برگردیم و نتیجه رو بتدریج عوض کنیم....داداش شما فقط فکرش رو بکن معلم ادیسون به مادرش میگه که پسر تو اصلا صلاحیت مدرسه رو نداره وبیا از اینجا ببرش؛ ادیسون میره لامپ رو اختراع می کنه و دنیا رو از تاریکی به روشنایی تبدیل می کنه؛ به نظرم هیچ کسی از شکم مادرش پاک وپاک به دنیا نمیاد ؛ اونهایی که حتی امروز نجات یافته ان ودر وضعیت ایده آلی قرار دارن خیلی از روزها رو بیشترین و بدترین شکستهای زندگی رو متحمل گشته ان ؛ اما بلاخره موفق گشته ان ؛ودر وضعیتی قرار دارن که از زندگی کردن ونفس کشیدن لذت می برن ودایم خدا را شاکرن...مگه نمی گن ؛ در نومیدی بسی امید هست پایان شب سیه ؛ سپید است...یه نفر استاد دینی داشتم که تعریف می کرد یه خارکنی رو دیدم که می خواست از صندلی بالا برود و مرتب می رفت ولیز می خورد ومی افتاد اما هرگز دست بردار نبود وباز بالا می رفت اما لیز می خورد و می افتاد گفت من نیمه شب دقت نمودم و حداقل صدها بار می رفت وباز بر می گشت سر نقطه اول ؛ من با خودم گفتم که این فایده که نداره وهزار بار هم بره باز سقوط می کنه و گفتم حیوان است و عقلش نمی رسد ...وبا همین افکار خوابم گرفت...صبح که بیدار شدم دیدم موفق شده است و بالای صندلی جلوس پیدا نموده است...داداش هرگز در زندگی نومید نشو ودست از مبارزه برندار ودر این صورته که حتما روی موفق خواهید شد ان شالله...
منتظر
08 مهر 1404 ساعت 13:12خداقوت دقیقا👌🌱
neko
07 مهر 1404 ساعت 14:52از خودم بدم میاد،دلم میخواد نابود بشم
دلم نمیخواد آدمی باشم که اینطوری میگه ولی از خودم خستم،هزارتا مرض دارم و همشم تقصییر خود مزخرفمه
دوباره هم این حالات میگذره و من برمیگردم سر پله اول و همه کارام رو تکرار میکنم،همینطوری میرم جلو،خسته ام
کاشکی میشد نا امید بشم ولی نمیتونم،باید بجنگم در حالی که از خودم بدم میاد،برای کسی میجنگم که بده،اصلا ارزش جنگیدن دارم؟
دلم میخواد نابود بشم
منتظر
08 مهر 1404 ساعت 10:55سلام
این احساس خستگی، نفرت از خود و اینکه هی برمیگردین سر نقطهی اول دلیلش اینه که دارین تنهایی میجنگین و از فشار خستهاین نه اینکه بیارزش باشین
اینکه هنوز امید دارین یعنی یک بخش از وجودتون باور داره که میشه بهتر شد حتی اگه الان صداش خیلی ضعیف باشه ولی همین صدای صعیف خیلی میتونه کمکتون کنه
یادتون این احساس نفرت از خود نتیجهی فشار، خستگی و شاید تکرار چرخهایه که تویی توش گیر کردین و اتفاقا آدمهای ارزشمند زیاد دچار اين حس میشن
چرخه شکست و تلاش دوباره طبیعیتر از چیزیه که فکر میکنین و هیچ مسیری برای هیچ آدمی به موفقیت ختم نشده مگر اینکه صدها و هزاران بار توش شکست خورده
شما ارزش جنگیدن دارین نه به خاطر اینکه بینقصین بلکه به خاطر اینکه انسان هستین و انسان بودن یعنی افتادن و بلند شدن یعنی همین فراز و نشیبها
شما از پس سختترش هم بر اومدین و از پس این مشکلاتم برمیاین
یه یاعلی بگین و با توکل به خدا دوباره از نو شروع کنین
پاکیتون ابدی
منتظر
01 شهریور 1404 ساعت 12:43سلام به همه
لطفا یه سر به این لینک بزنین و چند دقیقهای از زمانتون رو که خیلی ارزشمنده صرفش کنین که برامون خیلی مهمه
ممنون از همراهی همیشگیتون🙏🌱
ستاره شب✨
01 شهریور 1404 ساعت 00:15به منتظر
از درون...
منتظر
01 شهریور 1404 ساعت 12:38سلام
بیشتر جنگتون با خودتون و افکارتونه
و این خیلی خستهکنندهست چون جایی برای فرار نیست و هر جا میری خودت و فکرهات هم همراهتن
این "از درون بودن" بیشتر شبیه چیه؟؟
احساس گناه و سرزنش؟؟
یا بیشتر ناامیدی و بیانگیزگیه؟؟
یا شاید یه جور خشم از خودتون؟؟
اونیکه از همه بیشتر رو دلتون سنگینی میکنه چیه؟؟
ستاره شب✨
28 مرداد 1404 ساعت 23:49به قول بنده خدا؛ نمیدونم از چی بگم
نابودِ نابود...
منتظر
30 مرداد 1404 ساعت 20:25سلام ستاره شب
حرفتون خیلی سنگین بود و میفهمم...
گاهی اونقدر فشار و خستگی زیاد میشه که آدم حتی برای توضیح حال خودش هم انرژی نداره
اگه میخواین یکم گپ بزنین شاید بهتر شه حالتون
چی بیشتر اذیتتون میکنه؟؟ از درونه (افکار و احساساتت)؟؟ یا از بیرون(شرایط زندگی و اطرافیان)؟؟
خاک🌱
28 مرداد 1404 ساعت 02:13چقد خلوت شده سایت :)
منو برگردونید به سال ۹۹ ، بلاگ خودمون :)
دلم برا اونجا تنگ شده😄
چه رفیقای خوبی داشتم اینجا :)
اسماتون یادم نیست ، هرچقد زور میزنم یادم نمیاد اسماتون :)
اثر داروهامه ، حافظم ضعیف شده :)
دلم براتون تنگ میشه بچه ها :)
منتظر
30 مرداد 1404 ساعت 11:09سلام داداش خاک
خوشحالم میبینمتون مجدد🌱
ولی انشاءلله که با حال خوب ببینمتون ازین به بعد💫
آخرین امید....
07 تیر 1404 ساعت 15:26به دوقطبی
اینو که همه میدونن راهکاری هم داری ؟
دوقطبی
26 خرداد 1404 ساعت 01:09خودتون دارید میبینید داریم با اسرائیل میجنگیم اونوقت شما اسیر همون زنان برهنه اسرائیل و امریکایید؟
#شرم کنید به قرآن
یارب المذنبین
16 خرداد 1404 ساعت 05:57سلام به برادر عزیزم «خاک»
براتون خیلی متاسفم که اینگونه فکر می کنید... اولا یه نوع نومیدی ویه نوع ناشکری در صحبتهاتون متاسفانه می کنید... می دونید یه نون ساده ای که ما می خوریم چقدر برای اون نون زحمت کشیده می شود؟؟؟؟ یه کشاورزی ان رو می کارد... بعد چند روز متوالی صبر می کنند تا خوشه گردد... بعد ان روبا زحمت فراوان می چینند... بعد راننده ای او را به کارخانه ارد سازی با زحمت می اورد؛ بعد تو کارخونه ان رو تبدیل به ارد می کنند؛ بعد دوباره کارگرها اون اردها رو کیسه بندی می کنند... بعد اون کیسه های ۵٠ کیلویی رو کارگرهای دیگه با کمک همدیگه به کامیون می زنند بعد ان رو به نانوایی می اورند... در نانوایی هم کارگرها ان رو مرتب چینش می کنند... بعد ان رو بازحمت خمیر می کنن ونانوا در حرارت شدید وتحمل گرما ان رو می پزد ویک نفر حساب ان رو می کند بعد یکی از اعضای خانواده ان رو با زحمت می خرد ومن وشما ان رو به راحتی میل می کنیم تا از گشنگی نمیریم... فقط یه نون ساده برای من وشما اینهمه مراحل وسختی وزحمت دارد.... ببین اینهمه نعمت های مختلف برای فراهم کردن به ماها؛ چقدر زحمت دارند... اونوقت در مقابل اینهمه زحمات برای هر تک تک ما فقط یه چیز از ما می خوان اونهم تقوا وتزکیه نفس.... اونهم تاز خیرش وخوبی اش باز به خودماست... حالا انصافه که ما بگیم کسی ما دوست نداره... کسی ما رو به اغوش نمیکشه... این من وشما هستیم که باید همه رو به اغوش بکشیم وهمه رو ازته دل دوست داشته باشیم که هوامون رو دارن!!!! نه این که از کسی انتظار داشته باشیم ما رو بغل کنه... هر چقدر از دستمون برمیاد به هم نوعانمون خدمت کنیم تو جامعه.... به ایتام؛ به فقرا؛ به نیازمندان؛ به والدینمون؛ به ارحام؛ به دوستان؛به هم نوعان؛ به تمام موجودات خدا؛.... عزیزم خوبی کن به همه تا از همه خوبی ببینی...مثلا تو همین سایت خودمون من به عینه دیده ام که برای شخص شما بیش از همه هواتون رو اعضاشون داشتن... خود من اگه شما رو دوست نداشتم اینهمه با موبایلم برای این نوشته هام زحمت می کشیدم ووقت میذاشتم؟؟؟؟ پس خیلی ها شما رو دوست دارن الان نوبت ان رسیده که خودتون؛ خودتون رو دوست داشته باشین ومثل خورشید بر همه بتابید تا همه ادمها از شما فیض ببرن وانرژی های خوب به همه صادر کنید... از نور الهی بهره ببرید ونور الهی رو بر همگان ساطع کنید... والسلام
یارب المذنبین
16 خرداد 1404 ساعت 05:25سلام
منتظر
16 خرداد 1404 ساعت 20:06سلام به شما
خاک🌱
14 خرداد 1404 ساعت 23:50اگه اون شب خودمو پرت کرده بودم الان برا همه دیگه عادی شده بود ، کم کم داشت یادشون میرفت :)
کاش خودمو پرت کرده بودم :)
خستم دیگه... خیلی خستم
من هیچکس رو ندارم که باهاش صحبت کنم :) نه پدر نه مادر نه خواهر نه برادر
با خدا هم که صحبت میکنم خب صداشو نمیشنوم :) من فقط میخوام یکی باشه آرومم کنه همین... خودم؟ نه دیگه نمیتونم...
با یه دختری رابطه لانگ دیستنس داشتم ، قضیهش خیلی طولانیه :) اونم فقط بد ترم کرد :))) روانی کرد منو...هرچی ادم مشکل دار و داغون بود اومد تو زندگیم منو اذیت کرد
هرچی هم ادم خوب بود رفت از زندگیم
هیچی آرومم نمیکنه :) اینجا نوشتن هم دیگه آرومم نمیکنه :)
الان یا بمیرم یا همه چی درست بشه ، همین...
نمیتونم صبر کنم دیگه...چندین ساله دارم صبر میکنم ، ولی دیگه خسته شدم از صبر کردن :)
یا بمیرم یا همه چی خوب بشه ، دیگه حال و حوصله هیچی ندارم...
مستی اون شب هم خوب بود ، اگه بگم بد بود دروغ گفتم ، ۳ ۴ ساعتی آروم بودم به هیچی فکر نمیکردم🥲 ولی خب میپره بعدش باید افتری پس بدی :)
الان یا بمیرم یا یکی باشه که آدم باشه ، بشه باهاش صحبت کرد و یه ذره آروم بشم...
یا این میشه ، یا میمیرم ، یا هم میوفتم به جن** بازی :)
ولی اخه مگه من چیکار کردم که باید اینهمه له بشم؟ هم عاطفی هم روحی هم همه جوره :)
انقد ینی کثیف بودم که خدا خواست اینجوری له کنه منو؟ اره دیگه حتما :) روانیِ نجس😄
من دیگه نوری ندارم :) خودم رو هم بدجور باختم به سیاهی ، ایرادی هم نداره ، من که قراره بسوزم پس بذار از سوختن لذت ببرم :)
از هرچی ترسیدم اومد سرم :)
کاش فقط یکی بود که واقعا از ته دلش دوستم میداشت ، بغلم میکرد آروم میشدم😄 تمام وجودم درد میکنه :) هر شب برنامه همینه...
ولش کن بابا :)
منتظر
16 خرداد 1404 ساعت 19:15سلام داداش خاک
هیچوقت خونواده عزیز از دست رفتهی خودشون رو فراموش نمیکنن حتی اگه بینشون ناراحتی چیزی باشه بیشتر هم غصه میخورن
داداش خاک اصلا هم اینطور نیس شما فوقالعادهاین
پر از نور
ریشهی جوونه زدهای دارین
فقط تو شرایط بدی هستین و این شرایط بد یکم درونی شده
ولی نور در نهایت پیروز میشه
جوونهتون ریشههاشو قوی میکنه و پربار میشه
شک ندارم
neko
14 خرداد 1404 ساعت 08:23به خاک🌱:
من هنوزم باور دارم میتونی تغییر کنی
من باورت دارم
من میدونم تو درونت نور داری
مواظب خودت باش🫂💛
دوقطبی
13 خرداد 1404 ساعت 01:59سلام
ادمینهای سایت عزیز اگه امکانش هست یه بخشی هم برای ترک بازیهای ویدیویی و شبکههای اجتماعی هم بزارید این دو تا پدرسوخته دارن سر مردم رو بدتر از پورنوگرافی کلاه میزارن
منتظر
13 خرداد 1404 ساعت 18:29سلام
انشاءلله حتما
ممنون از پیشنهادتون🌱
خاک🌱
11 خرداد 1404 ساعت 22:26من دیگه به گ* نمیرم ، من رسیدم ، اینجام الان🙂 اینجا خود گ* عه
فقط اومدم بگم پسری که فکرشم نمیکرد به این روز بیوفته ، پسری که حتی فکر اینکه به این روز بیوفته براش سنگین بود چه برسه به اینکه بخواد انجامشون بده :) ، الان به این روز افتاده :)
افتخارم پیش خودم این بود که لااقل به سیگار و مشروب لب نزدم
سیگار رو که قبلا میکشیدم ، ترک کردم
الان دوباره میکشم :)
دیشب هم مشروب خوردم :)
فقط مونده *** با ج... ها😄
البته که تو مجازی دارم میتازونم ، کِی اینم انجامش بدم دیگه خدا میدونه😄🖤
فقط خواستم بگم شما مراقب خودتون باشید مثه من نشید :)
شاید کمی عشق میتوانست نجاتم بدهد ، فقط کمی عشق :)
خدافظ😄
منتظر
13 خرداد 1404 ساعت 18:10سلام
داداش خاک ما خیلی قویتر ازین حرفاست که خودشو به سیاهی ببازه❤️🩹
ممکنه اشتباه کنه
بیراهه بره
سقوط کنه
ولی محکمتر بلند میشه🌱
اینو از عمق وجودم باور دارم