قوانین:
- برای شروع حتما نیاز هست که روش ترک رو خونده باشید( روش ترک »» کلیک کنید)
- این بخش فقط مختص آقایان می باشد و فقط میفرمایید که روز فلان (مثلا روز اول ، دوم و...پاکی)
- درج هرگونه پیام غیر از اعلام پاکی منجر به حذف آن خواهد شد. این قوانین برای آرامش شماست.
احترام به قوانین احترام به خود ماست
❌❌ دوستان عزیز توجه ❌❌
دوستان توی این سایت نیازی نیست برای ثبت در جدول کامنت خصوصی قرار بدید. شما از فرم پایین میتونید استفاده بکنید و تعداد روز های پاکیتون رو ثبت کنید. تنها وقتی که خدایی نکرده لغزش کردید و از اول شروع کردید ( انشاء الله ) یک پیام خصوصی بزارید برای ویرایش تعداد روز های پاکی شما.
توجه: روز های پاکی شما هر روز سر ساعتی که اولین بار پاکیتون رو وارد کردید آپدیت میشه پس اگر میخواید دقیق باشه سر ساعتی پاکی خودتون رو ثبت کنید که ترک کردید یا میخواید توی اون ساعت آپدیت بشه.
اینجا فقط برای 40 روز اول می باشد، اگر عددی بیشتر از 40 وارد کنید نام شما در باشگاه های سایت و در باشگاه مربوطه خواهد رفت.
طرح ویژه
طرح میثاق با امام مهربانی ها
توجه:
وقتی که چهل روز شما تموم میشه خودش خودکار میره به باشگاه بعدی ( که میشه باشگاه ماجراجو😉 برین توی قسمت باشگاه ها و رنکینگی که گذاشتیم رو ببینین )
و اخرین نکته اینکه کسایی که زمین میخورن، برای ما یک پیام خصوصی بفرستن تا پاکیشون ویرایش بشه. اگر پیام خصوصی نفرستید درخواستتون قبول نمیشه و ممکنه پیامتون حذف بشه🙃
منبع متن : وبلاگ توبه 94 | اعلام پاکی آقایان
| # | نام | تعداد روز پاکی |
|---|---|---|
| 1 | Sharmande khoda | 26 |
| 2 | d.m.o | 21 |
| 3 | ستاره شب✨ | 11 |
| 4 | مهدی خسته | 10 |
| 5 | BroBro | 7 |
برای ثبت نام در این جدول لطفا وارد حساب خود شوید. ورود به حساب
خادم توابین
13 مهر 1405 ساعت 21:24مهدی خسته
سلاااااااممممممم
قدم اول رو برداشتی
اینکه خسته هستی یعنی دردت گرفته از وضع زندگیت و دیگه دنبال تغییری- عین همه ما وقتی که تصمیم گرفتیم ترک کنیم
قدم بعدی عهد و پیمان بسیار شدید و قوی و پایبندی صددددد در صدی به اون هست که حتتتتتما شامل کنترل کامل فکر و چشم هم میشه
بعد کم کم زندگی عادیت هم شبیه به رویا میشه
البته بهت بگم که لااقل یک سال کامل کامل پاک باش بعدش انتظار تغییر بنیادی داشته باش- هر چند تو همین یه سال هم خیلی چیزا برات رویایی پیش میره
مهدی خسته
11 مهر 1405 ساعت 23:45اینکار منو از زندگی و پیشرفت کلا انداخت ۵ ساله که بشدت معتاد اینکار و حالا میبینم همه اون ۵ سال هیچ پیشرفتی نداشتم ۲۲ سالمه وامیدوارم تو ترک اینکار ثابت قدم باشم تا نتایج و فوایدشو به چشم ببینم
آزادی از بند✌️🤞
12 مهر 1405 ساعت 12:07سلام داداش واقعاً درکت میکنم. اینکه خودت نشستی و حساب کردی، دیدی این پنج سال چی بهت گذشت و چی از دست دادی، خودش نصف راهِ. خیلیها سالها طول میکشه تا به این نقطه برسن. تو ۲۲ سالته، یعنی هنوز جوونی، هنوز وقت داری که جبران کنی. اینکه میگی امیدوارم ثابتقدم باشم، همین امیدواری چیزیه که نگهت میداره.
یه چیزو بدون، ترک کردن یهو و یکشبه نیست. ممکنه چند بار بلغزی، ممکنه یه روزایی برگردی. ولی اگه بعد هر لغزش بلند شی و ادامه بدی، تو برندهای. خودتو سرزنش نکن که چرا زودتر این کارو نکردی، فقط از همین امروز شروع کن.
پیشنهاد میکنم یه کار کوچیک هر روز بکنی که جایگزین اون عادت بشه. مثلاً ورزش، پیادهروی، یه مهارت جدید، یا حتی یه سرگرمی ساده. وقتی ذهنت مشغول یه چیز مثبت بشه، کمتر میره سمت اون کار. اگه بتونی از یه مشاور یا حتی یه دوست که تورو تشویق کنه کمک بگیری، خیلی مؤثرتره.
مهمترین نکته اینه که خودتو ببخشی. پنج سال گذشته، ولی تو میتونی این پنج سال بعدی رو بسازی. من بهت ایمان دارم. تو میتونی. فقط یه قدم، بعد یه قدم دیگه. 🌱
خادم توابین
11 مهر 1405 ساعت 16:05سلااااااااااامممممممممممم به همه مخصوصا دوست جدید طالب مرگم
عزیزان همه مون میدونیم این کار فقط و فقط مثل یه مخدر عمل میکنه و در حد چند ثانیه ما رو از خود بیخود میکنه- لطفا اگر زندگیمون سخت هست و مشکلاتی داریم با این کار وضعمون رو سختتر نکنیم- اگر کم کم عادتهای بد و مهممممترینش این کار رو ترک کنیم و نور و قدرت خلاق و الهی و مقدس ناشی از اون رو بکشونیم تو زندگیمون اصلا شرایطمون شروع میکنه به عوض شدن- شرطش هم ترک کامل و همه جانبه (جسمی- ذهنی- قلبی) و تلاش برای مثبت تر و مثبت تر کردن فکرها و نیت ها و رفتارمون هست- قلبا آرزو میکنم همه مون زندگی ای که میخوایم رو برای خودمون بیافرینیم🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
طالب مرگم
10 مهر 1405 ساعت 04:07روز اول چند ماه دیگه 30 سالم میشه و من به جایی نرسیدم😭کاش یه روز آزاد باشم
متاسفانه تازگی کلن اعصابمو از دست دادم انفجارهای عصبی و..... و مسبب این وضع من خانواده هست به نظر من همه نباید صاحب بچه بشن من هیچ وقت حس نکردم خانواده دارم دوازده سالگی مادرم ترکم کرد دیگه ندیدمش و........تا 18 سالگی قربانی خشونت خانگی الان با پدر و مادربزرگم زندگی میکنم اما بازم انگار چند تا غریبه توی یه خونه ایم اصلا حس خانه و خانواده رو بهم نمیده اصلا همه یه جوری ان وقتی میرم بیرون دلم نمیخواد برگردم خونه وقتی میام خونه حالم بد میشه افسرده میشم کاش وضع مالیم خوب بود میتونستم تنها زندگی کنم خسته ام برام دعا کنید نجات پیدا کنم خیلی خسته ام خیلی
آزادی از بند✌️🤞
11 مهر 1405 ساعت 23:38سلام عزیزم. اول از همه، این حسهایی که داری رو کاملاً درک میکنم. خیلی سنگینه که آدم توی خونهای زندگی کنه که حس غریبی بده، مخصوصاً وقتی گذشتهات پر از زخمهای عمیق بوده. تو حق داری خسته باشی، حق داری از دست همه چیز عصبانی باشی. هیچکدوم از اینا تقصیر تو نیست.
سی سالگی یه عدد نیست که بگه تو "به جایی نرسیدی". تو یه مسیر خیلی سختی رو تا اینجا اومدی. کسی که از دوازده سالگی مادرش رو از دست داده و تا هجده سالگی خشونت خانگی رو تحمل کرده، الان که سی سالشه، داره نفس میکشه و مقاومت میکنه. این خودش یه دستاورده. نگو به جایی نرسیدم. تو از خیلیها جلوتری چون هنوز داری میجنگی.
درباره خونهای که توش زندگی میکنی: حس میکنی بین غریبههایی. این خیلی دردناکه. آدم وقتی خونه نداره، انگار هیچجا جای اون نیست. ولی بدون که این وضعیت همیشگی نیست. تو میتونی یه روز خونهی خودت رو داشته باشی، حتی اگه الان شرایط مالیت خوب نیست.
اون انفجارهای عصبی و از دست دادن اعصاب هم نشونه اینه که خیلی چیزها رو تحمل کردی. تو قوی نیستی که هیچی نشون ندی؛ تو انسانی که حق داره گاهی بترکه. ولی برای اینکه از این وضعیت خارج بشی، شاید کمک گرفتن از یه مشاور یا روانشناس خیلی بهت کمک کنه. اگه دسترسی نداری، حداقل با یه دوست مورد اعتماد حرف بزن.
من برات دعا میکنم. دعا میکنم که یه روزی از این خونه و این حس غریبی نجات پیدا کنی، یه جایی رو پیدا کنی که واقعاً مال خودت باشه، و آرامش رو حس کنی. تو لایق اینی که خوشحال باشی، حتی اگه الان باورت نشه.
عشاق علی
07 مهر 1405 ساعت 10:56سلام به همگی
هر کسی از دوستان که میخواد ترک کنه این کار و انجام بده خداوکیلی خیلی جواب میده چند روز انجام بدید میبینید چقدر حال میده واین روش چیه بذار براتون بگم
همه ما وقتی خودارضایی میکنیم بعد از این عمل پشیمان میشیم
و حالمون خراب میشه و به دنبال جبران می افتیم اما برامون درس عبرت نمیشه وبعد چند روز یا چند هفته یا حتی بعد از چند ساعت همه چیزو فراموش میکنیم اون پشیمانی از گناهو و اون حال خراب بعد از این عمل از یاد میبریم و باز سراغ این گناه میریم
اما وقتی همین پشیمانی یا این اشتباه تو یه کار دیگه باشه میشه درس عبرت یعنی دیگه اون اشتباه را تکرار نمیکنیم مثال براتون بزنم مثلا وقتی در حال رانندگی با گوشی صحبت میکنی و تصادف میکنی خیلی حالت خراب میشه و پشیمان میشی از این با گوشی در حال رانندگی صحبت کردی واین دیگه تو ذهنت ماندگار میشه این اشتباه و دیگه این کار و تکرار نمیکنی یا مثلا
یک معامله اشتباهی کردی وضرر زیادی دیدی وتا عمر داری دیگه سراغ اون معامله نمیری وهر وقت میخوای این کارها رو انجام بدی یاد این حال خراب کنها می افتی و دیگه تکرار نمیکنی
پس ما هم باید به این درک برسیم که این خودارضایی که الان انجام میدیم و حالمون بعد از اون خراب میشه باز هم تکرار بشه همین آش و همین کاسه پس باید هر روز هر ساعت هر لحظه این حرف و با خودمون تکرار کنیم :
من بعد از شهوت رانی حالم خراب میشه و پشیمان میشم
باید این جمله را اینقدر تکرار کنیم تا توی ملکه ذهنمون نقش ببنده و مثل اون تصادف دیگه پیش نیاد یک چند روزی این جمله را تکرار کنید روزی ۱۰ بار ۱۰۰ بار حتی بیشتر با خودتون تکرار کنید
من خودم زیاد این جمله را میگم ونتیجه هم گرفتم چند شب پیش تو خواب داشتم جنب میشدم تو اون رویا میگفتم من بعد از شهوترانی حالم خراب میشه نمیخوام پشیمان بشم باور کنید جنب نشدم دیگه داره توی مغزم جا میگیره حتی الان هم نگاهم به نامحرم می افته همین و تکرار میکنم و حالم خوب میشه
خداوکیلی شما هم یک چند روزی انجام بدید ببینید چی میشه ببخشید سرتون و درد آوردم زیاد صحبت کردم
با تشکر از مدیران محترم وتشکر از آزادی ازبند
یا علی مدد
آزادی از بند✌️🤞
11 مهر 1405 ساعت 16:52سلام رفیق، خیلی خوب گفتی، دستت درد نکنه 👏
واقعاً حرفت منطقیه. همون طور که گفتی، آدم از یه اشتباه وقتی ضربه سنگین بخوره، دیگه یادش میمونه و تکرارش نمیکنه. اینجا هم همینطوره. باید اون حال خراب و پشیمونی بعد از کار رو مدام به خودمون یادآوری کنیم تا ملکه ذهنمون بشه.
تکرار جملهای مثل «من بعد از شهوترانی حالم خراب میشه و پشیمون میشم» یه جور تمرین ذهنیه. کمکم تو ناخودآگاه آدم جا میگیره و همونجا جلوی آدم رو میگیره، حتی تو خواب مثل کاری که خودت گفتی. این خیلی نکته قشنگیه.
فقط یه چیز رو هم اضافه کنم که این روش خیلی کمک میکنه، ولی بهتره در کنارش کارای دیگه هم انجام بدیم: مثل پر کردن وقت، ورزش، دوری از محرکها، و اگه نیاز شد کمک گرفتن از مشاور یا دوست خوب. اینطوری نتیجه بهتر و موندگارتره.
ممنون که تجربهت رو گفتی، قطعاً به خیلی از بچهها کمک میکنه. یا علی مدد ✋
خادم توابین
31 شهریور 1405 ساعت 20:26سلامممممممممم به همهههههههههههههههههه
بچه بجنگین برای پاکی- اولش جنگیدنه ها- بعدش دیگه میشه زندگی معمولیت - مغز ما دنبال چیزهایی میگرده که باهاش خو گرفته - وقتی طرف یه سال فقط عصبانی باشه صبح که باشه مغزش دنبال عصبانیت میگرده- این براش آسونتر و آشناتره - نمیخواد زور بزنه و عشق رو تجربه کنه - حالا ما اول کار باید با این حالت و سیم کشی مغزی مبارزه کنیم و هی خوراک جدید بهش بدیم - بعد از یه مدت وقتی صبح پا میشی دنبال پاکی میگرده مغزت!!!!!!! - اینو تجربه کنین و باهاش حال کنین!!!!! - اصلا پیش فرض زندگی و فکر و همه رفتارت میشه پاکی - اما بهاش رو بدید - بهاش همین کاریه که الان دارین میکنین- با قدرت هم ادامه ش بدین تو همه جنبه های زندگیتون - واقعا ارزشش رو داره - اون آزادی و حس خوب رهایی از شهوت رو تجربه کنین- نوش جونتون 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
آزادی از بند✌️🤞
06 مهر 1405 ساعت 14:06سلام! 🌹
چه پیام قشنگی! دقیقاً همینطوره که میگی.
مغز ما واقعاً با تکرار شکل میگیره — هر چیزی که بهش عادت بدیم، صبح که بیدار میشیم دنبال همون میگرده. اگه سالها با خشم، شهوت، یا هر عادت دیگهای خو گرفته باشه، اولش سختتره، ولی هر بار که انتخاب میکنیم یه مسیر جدید رو، داریم سیمکشی مغزمون رو آرومآروم تغییر میدیم.
این جملهات خیلی قشنگ بود:
«اولش جنگیدنه، بعدش میشه زندگی معمولیت.»
واقعاً همینه. اولش باید بجنگی، ولی بعد از یه مدت، پاکی میشه پیشفرضِ زندگیت. دیگه لازم نیست هر روز با خودت کشتی بگیری — میشه بخشی از هویتت.
ممنون که این انرژی مثبت رو به اشتراک گذاشتی. 🌹
هر کسی که این مسیر رو میره، بدونه که ارزشش رو داره. اون حس آزادی و رهایی واقعیه. 💪✨
عشاق علی
31 شهریور 1405 ساعت 05:59سلام به همگی
۱۰ روز پاکی خدایا شکرت ؛ ۹۰ روز مانده تا رسیدن به هدفم که ازدواج میباشد ۹۰ روز سخت در پیش دارم خدایا کمکم کن یعنی به همه ما گرفتار در این گناه کمک کن تا به پاکی ابدی برسیم
باتشکر از همه
یا علی مدد
آزادی از بند✌️🤞
04 مهر 1405 ساعت 19:35سلام رفیق، خیلی هم عالی! 🎉
۱۰ روز پاکی رو تبریک میگم، این شروع خیلی خوبیه. آدم وقتی هدفش ازدواج باشه، انگیزهش خیلی قویتر میشه، چون میخواد با جسم و روح پاک بره سراغ زندگی مشترک.
راستش ۹۰ روز ممکنه سخت به نظر بیاد، ولی تو ۱۰ روزش رو رد کردی. یعنی از هر ۱۰ قدم، یک قدم رو رفتی. حالا فقط کافیه همون کارایی که این ۱۰ روز انجام دادی رو تکرار کنی. روز به روز، نه ۹۰ روز یهو.
یه چیزایی که کمک میکنه:
· هدف یادت نره – هر روز صبح یه لحظه به ازدواجت و اون زندگی پاک فکر کن.
· جایگزین داشته باش – وقتی وسوسه اومد، یه کار دیگه بکن (ورزش، دوش آب سرد، بیرون رفتن، حرف زدن با یه دوست).
· تنها نمون – شبها که خطرناکتره، زودتر بخواب یا تو جمع باش.
· شکست جزو مسیره – اگه یه روز لغزش داشتی، خودت رو نباز. دوباره بلند شو.
این دعای آخریت هم خیلی قشنگه. انشاءالله که همه به پاکی برسیم. یا علی مدد ✊
هر وقت خواستی حرف بزنی، بگو. ما اینجاییم.
عشاق علی
29 شهریور 1405 ساعت 17:55سلام به همگی
۸ روز پاکی خدایا شکرت تو این یک ماه اخیر بد جور تو دام فیلمهای پورن افتادم هر روز و هرشب نگاه میکردم اما سعی میکردم خ ا نکنم اما این ۸ روز پاک پاکم اگه تعداد پاکیم به ۱۰۰ برسه با کمک خدا و اهل بیت میخوام زن بگیرم تصمیمو گرفتم دیگه بسته مجردی این همه گناه وضعه مالیم خدا رو شکر خوب شده فقط ترک این گناه باعث به تاخیر انداختن ازدواجم شده دوست دارم موقع ازدواج پاک باشم و ازدواج کردنم به خاطر شهوت رانی نباشه
اول پاکی بعد ازدواج انشالله
با تشکر یا علی مدد
آزادی از بند✌️🤞
02 مهر 1405 ساعت 17:22سلام رفیق، خیلی هم عالی. تبریک میگم برای این ۸ روز پاکی. هشت روز تو این وضعیتی که گفتی، واقعاً کم نیست. همون اول ماه که هر روز و هر شب درگیر بودی، الان ۸ روزه که پاکی. این نشون میده که میتونی.
تصمیمی هم که گرفتی خیلی قشنگه. اینکه میخوای پاک باشی و ازدواجت شهوترانی نباشه، این خودش یه نگاه درسته. آدمی که با پاکی بره سراغ ازدواج، زندگیش خیلی فرق میکنه با کسی که فقط میخواد غریزهش رو خالی کنه.
فقط یه نکته رو بگم. هدف ۱۰۰ روز پاکی خیلی خوبه، ولی حواست باشه که وسواس نشه. پاکی یه مسیره، نه یه خط پایان. روزی که به ۱۰۰ رسیدی، تازه شروع یه زندگی جدیده. پس تو این مسیر، به جای اینکه فقط روز بشمری، حواست به حال و احوالت هم باشه. ورزش، نماز، قرآن، ارتباط با دوستای خوب، مشغولیت سالم. اینا کمکت میکنن.
ترک این گناه هم که گفتی ازدواجت رو عقب انداخته، نگران نباش. خدا جبران میکنه. تو اول خودت رو بساز، بعد برو سراغش. همونطور که گفتی: اول پاکی، بعد ازدواج.
یا علی مدد. ما هم برات دعا میکنیم. هر وقت وسوسه شدی یا حالت بد شد، بنویس. تنها نباش. 💪
d.m.o
26 شهریور 1405 ساعت 21:58سلام و خسته نباشید خدمت همه بچه هایی که دارن برای داشتن زندگی بهتر و آینده ی زیبا تر تلاش میکنن
یه تجربه ای بعد از ۱۲۰ روز پاکی
اینکه هر روز روی کاغذ بنویسید
*من کسی هستم که خودارضایی نمی کنم
*دوما سعی کنید عادات خوبی را جایگزین کنید مثل
ورزش و مدیتیشن و مطالعه کتاب و رمان و مستند
تا ۳۰ روز پاکی سمت محتواهای تحریک کننده هرگز نرید (تا اعتماد به نفس تون بالا باشه )
هرچه اعتماد به نفستون پایین تر باشه ذهن دوست داره خودشو با چیز های راحت مثل خیال بافی و دیدن پورن و خودارضایی تغذیه کنه
شما باید سعی کنید هر روز صبحتون رو خوب شروع کنید تا اعتماد به نفستون حفظ شه
اشتباه من تو این مدت این بود که بعد از پاکی زیاد مغرور شدم و تمرین هارو انجام ندادم و توی روزم برنامه جذاب و پر انرژی نداشتم وخیلی تنها بودم و فکر زیاد میکردم و همین باعث شد روانم بهم بریزه
کلا سعی کنید انقدر برنامه روزتون پر و لذت بخش باشه که قید فکر زدنو بزنید
پاکی ابدی رو براتون ارزو دارم بدرود
آزادی از بند✌️🤞
01 مهر 1405 ساعت 10:57سلام رفیق، خسته نباشی تو هم که داری تلاش میکنی 👏
واقعاً دمت گرم، ۱۲۰ روز پاکی اصلاً شوخی نیست. تجربهت خیلی خالصانه و بهدردبخور بود، مخصوصاً اون قسمتش که گفتی بعد از پاکی مغرور شدم و تمرینها رو ول کردم — این دقیقاً همون تلهایه که خیلیا توش میفتن. آدم فکر میکنه چون یه مدت پاک بوده، دیگه تمومه، ولی پاکی مثل عضلهست، اگه تمرین نکنی ضعیف میشه.
اون نکتهت دربارهی اعتماد به نفس و رابطهش با وسوسه هم عالیه. هرچی اعتماد به نفس پایینتر، ذهن دنبال لذتهای راحت و زودگذر میره. و اینکه گفتی صبحت رو خوب شروع کن — این خودش نصف راهه. صبح اگه با اسکرول و بیبرنامگی شروع شه، کل روز به گند کشیده میشه.
و این جملهت که «برنامهت انقدر پر و لذتبخش باشه که قید فکر زدنو بزنی» — این حرف دل منم هست. ذهن اگه بیکار بمونه، شروع میکنه به خیالبافی و بعدش هم میدونیم تهش کجا میره.
فقط یه چیز بگم: لغزش پایان راه نیست. تو ۱۲۰ روز یه مسیر خیلی طولانی رو رفتی و این خودش نشون میده که توانشو داری. فقط این بار با تجربهی بیشتر و حواست به اون غرور و تنهایی و بیبرنامگی، مطمئنم حتی قویتر برمیگردی.
مرسی که تجربهت رو گفتی، قطعاً به خیلیا کمک میکنه. پاکی پایدار هم برای خودت ✌️
یا رب المذنبین
24 شهریور 1405 ساعت 06:47سلام به داداش عزیز(Sharmande khoda)
شاید درک کردن بنده ای مثل شما واقعا سخت باشه ؛ اما شما این حقیر رو که تونسته در زندگی تقریبا یک سوم راه رفته شما رو طی کرده و فقط اگه بیشتر بتونم فقط همین یک سوم شما رو درک کنم ؛ بپذیر ؛ وقتی روزهای پاکی بیشتری رو طی می کنی نفس هم از هر طرف قویتر میشه؛ هزار مدل مشکل میتونه به انسان در این روزها رخ بده؛مثلاً اگه به نفست خیلی سخت بگیری حالت افسردگی شاید به انسان رخ بده و غریزه اش به کل انگار می خواهی از بین ببری ؛ اگه یه کم براش رو بدی خیلی بیشتر به انسان فشار میاد؛ به همین دلیله که کنترل در روزهای بالا به نوعی خیلی سخت میشه که هرکسی رو جز آن کس که این روزها رو طی نموده ؛ توان درک آن نیست...اما شما خودتون رو هرگز بازنده حساب نکنید؛ هیچ وقت....شما کسی هستید مثل یه وزنه بردار که تونستی بالای ۲۰۰۰ روز رکورد بزنید که جز معدود انسان مثل خودتان هرگز نتوانسته این رکورد شما رو بزند!!!! و جالب این قضیه اینه که شما از وزنه برداری باز جدا نشدین وباز می خواهین رکورد های جدید بزنین ....این افتخارات شما هرگز تمام نخواهد شد به شرط اینکه ۱ـ هرگز نومید نشین؛ ۲ـ هرگز از مبارزه با نفس اماره دست برندارید....من یکی که عاشق حرکت شما شدم...شما درسته که بلا تشبیه در زندان نفس افتادین اما یادتون باشه که مقام یک تیمسار یا سرهنگ حتی در زندان با مقام یه سرباز ساده یا یه درجه دار مثل استوار یا ستوان خیلی فرق میکنه؛ قدر و ارزش خودتون رو خیلی بدونید واز خودتون دست نکشید و هرگز به خودتون ظلم نکنید و هرگز نومید هم نشین؛ نه حالا ونه هیچ وقت در آینده.... والسلام
Sharmande khoda
21 شهریور 1405 ساعت 01:23من در حق خودم خیلی ظلم کردم
کاش زندگی من هم به روز خالی از گناه بشه
دلم میخواد اونی بشم که تو دوست داری ، تو رضایت داری
نمیدونم الان درگیر چرخه بدی ام
میدونم بنده خوبی نبودم
ولی دستمو بگیر ، من بدون تو کسی رو ندارم ، بدون تو هیچی نیستم
دوست ندارم زندگیم اینطوری باشه
دوست ندارم همچنین آدمی باشم
دوست دارم اونی باشم که مایه افتخار خودت باشه
شرمنده ام شرمنده ، من خیلی ناامیدت کردم ، ولی امیدوارم بتونم برگردم
آزادی از بند✌️🤞
21 شهریور 1405 ساعت 22:51سلام ببین، اینکه الان داری این حرفا رو میزنی، خودش یه نشونهی خیلی مهمه. یعنی هنوز اون چراغی که تو دلت روشنه، خاموش نشده. تو گفتی در حقت ظلم کردی، گفتی تو چرخهی بدی گیر کردی، گفتی بندهی خوبی نبودی... ولی گوش کن، همین که داری اعتراف میکنی و همین که دلت میخواد برگردی، این خودش قدم اول برگشتنه.
خدا هیچوقت دست کسی رو که به سمتش میاد رو پس نمیزنه. تو گفتی "دستمو بگیر"، ولی بدون که اون دست رو قبلاً دراز کرده، تو فقط باید بگیری. تو گفتی بدون تو هیچی نیستم، این حرف یعنی فهمیدی که همهی تکیهگاههای دیگه سراب بوده. این فهمیدن، خیلی باارزشه.
نمیخواد یهو بخوای همهچیز رو درست کنی. زندگی روز خالی از گناه یه شبه نمیشه، ولی میتونه کمکم سبکتر بشه. هر روز یه قدم کوچیک، یه توبهی راست، یه ترک کوچیک، یه کار خوب. خدا میبینه و همین قدمهای لنگلنگ رو هم قبول میکنه.
تو گفتی دوست داری اونی بشی که مایهی افتخار باشی. بدون که همیشه فرصت هست. هیچوقت دیر نیست. شرمندهای؟ خب، شرمندگی خوبه، ولی نذار تبدیل بشه به ناامیدی. شرمندگی باید تو رو بکشونه سمت خدا، نه اینکه از خدا دورت کنه.
پس بلند شو. همونجوری که هستی، با همین دستای خالی و دل شکسته، بیا. خدا منتظرته. تو فقط کافیه یه بار دیگه بگی "خدایا برگشتم" و اون خودش بقیهش رو درست میکنه. تو تنهایی، ولی تنها نیستی.
آزادی از بند✌️🤞
20 شهریور 1405 ساعت 01:23سلام به همهی دوستان عزیز و مهربانم 🌹
خدا را شکر که دوباره در خدمت شما هستم. میخواهم از خواهر عزیزم، «منتظر»، صمیمانه تشکر کنم. در مدتی که بنده در خدمت شما نبودم و نتوانستم وظیفهی خود را انجام دهم، ایشان با تمام توان و انرژی، این مسیر خدمترسانی را ادامه دادند و زحمات زیادی را متقبل شدند. از ایشان بسیار سپاسگزارم. 🙏
همچنین از شما دوستان گرامی بابت عدم پاسخگویی به کامنتها عذرخواهی میکنم. متأسفانه در این مدت مشغلههای کاری و مشکلات متعدد بهقدری زیاد شد که بهشدت درگیر شدم و نتوانستم در اینجا حاضر باشم و به شما عزیزان خدمت کنم. از این بابت صمیمانه عذرخواهی میکنم و از حضور گرم و حمایتهای همیشگیتان بینهایت سپاسگزارم. ❤️
امیدوارم از این پس بتوانم جبران کنم و دوباره در کنار شما باشم. مرسی که هستید و حمایت میکنید. 🌷
خادم توابین
15 مرداد 1405 ساعت 17:46سلااااااااامممممم توبه کاران پرقدرتتتتتت💪💪💪💪💪💪
یه مطلب تمیز خوندم گفتم به درد همه میخوره بیام بگم
ما شاید پاک بشیم و پاک بمونیم ولی گاهی احساس میکنیم هنوز یه چیزی کمه، اون یه چیز، تعریف جدید از خودمون، هویت قبلی ما دیگه تموم شده، هر درد و خاطره و بدی و چیز منفی ای در گذشته بوده رو باید بهش توجه کنیم اون هم با عشق و بخاطر درسهایی که به ما داده ازش تشکر کنیم و بعد رهاش کنیم بره و هویت جدید خودمون رو تعریف کنیم
رفقا با خودمون بگیم: من دیگه یه نفر که قدیمها خ ا میکرده و معتاد به پ... بوده نیستم، من یه آدم جدیدم که مبنای شخصیتش رو پاکی شکل میده و این جزو هویت منه
و از این به بعد خودمون رو فقط و فقط یه شخص پاک و خالص بدونیم و درک و تصور و تعریف کنیم
یا طاهر
💓💓💓💓💓💓🌱🌱🌱🌱🌱🌱❤️❤️❤️❤️🤚🤚🤚🤚🤚🤚🤚💥💥💥💥💥✌️✌️👊👊👊👊💪💪💪🫡🫡🫡🫡
آزادی از بند✌️🤞
13 مرداد 1405 ساعت 13:16سلام بر همه بچهها ❤️
ما هم دقیقاً همینجا بودیم که شمایید. میدونیم چه روزایی رو میگذرونید، چون خودمون سالها توش دستوپا زدیم. پس متن رو کوتاه میکنم، فقط اصلش رو بگم:
اراده رو قوی کنین، وسوسه رو ضعیف.
با ورزش سنگین، روزانه، همیشگی.
نه گفتن رو تمرین کنین؛ به هرچی که به جسم و روحتون آسیب میزنه ولی لذت داره، بگین نه.
وسوسه میگه تا صبح بیدار بمون، سریال ببین — بگو نه.
میگه یه نگاه بنداز، ضرر نداره — بگو نه.
خلاصه هرچی شبیه ایناست.
ما هم همه راهها رو رفتیم، صدتا روش رو امتحان کردیم، هیچی جواب نداد جز همین.
اراده که قوی بشه، وسوسه کمکم خفه میشه.
قدرت نه گفتن میاد سراغت، پاکی میمونه و موندگار میشه.
این حرفا شوخی نیست، تجربه ۱۵ سال دربهدری و سوختنه.
مطمئن باشید اگر عمل کنین، پاکی ابدی نصیبتون میشه.
یا حق.
Mmmmm
08 مرداد 1405 ساعت 22:04سلااااااام به همه😄😄
قبل از خوندن حتما ۳ تا سوره توحید بخونید و تقدیم امام زمان عج و مادر ایشان بفرمایید🙏🙏
من کسی هستم که حدود ۲۰۰ و اندی روز به لطف خدا تونستم ترک کنم🙏🙏
از تجربیاتم در این مسیر میگم که شاید حداقل به درد یک نفر هم بخوره برای من ارزشمنده
اول اینکه تقریبا همیشه اینطوری هست
روز ۱ و ۲ ترک تقریبا عادی هست
در روز دوم کم کم خصوصا نیمه دوم روز وسوسه سنگینی سراغ شما میاد
تا روز ۴ یا ۵ خصوصا روز ۴ به اوج سختی میرسه
اگر بتوانید ۵ روز اول رو بگذرانید وارد ۵ روز دوم میشی
اینجا در روز ۷ و ۸ فشار کمی زیاد میشه
بعدش بقیه اش راحته و در نهایت میرسه به ۵ روز سوم خصوصا روز ۱۲ تا ۱۴ بدترین روز ها و سنگین ترین روز هایی که ممکن هست رو میگذرونید و اگر بتونید رد کنید دیگه خیالتون راحت باشه
حتما این روز ها رو دریابید خصوصا تا قبل از ۱۵ روز
البته هر ۱۰ روز یک فشار دارین که به مرور کمتر میشه و تا روز چهلم اینطوری هست خصوصا روز ۳۶ تا ۴۰ باز فشار سنگینی تحمل میکنید نه به سنگینی روز ۱۲ تا ۱۴
واقعا واقعا واقعا راست هست که میگویند تا ۴۰ روز سخته از ۴۰ روز به بعد عادی و راحته
در فشار ها ذکر لا حول و لا قوه الا بالله خیلی تاثیر داره
روبه قبله ایستادن و دست روی سینه و ۳ بار سلام به امام حسین ع خیلی تاثیر داره 🌹🌹
ذکر بسم الله و بالله محمد رسول الله و لا حول و لا قوه إلا بالله العلی العظیم اللهمَ امسح عنی ما أحذر واقعا معجزه کرد برای من 🌹🌹
نماز نماز نماز
حتما این رو جدی بگیرید اول وقت خواهشا
خواهش میکنم ترک رو جدی بگیرید واقعا هم مسیر سختیه هم دشواری داره اما بعدش راحت میشید قدرت ذهنی بالا میره از لحاظ عاطفی روحی روانی تامین میشید دیگه مهههم تر از همه اینکه احساس رضایت خدا رو دارین🌹🌹
از اونور امام زمان عج افتخار میکنه به شما
فکر کنید امام زمان بخاطر شما و به وجود شما افتخار کنه و لبخند بزنه چقدر لذت بخشه!🌹🌹
کم کم توفیقات و لطف های الهی نصیب شما میشه این رو مطمئن باشید
راستی اگر فشار خیلی بالا رفت ۲ رکعت نماز بخونید به نیت سلامتی امام زمان عج
۲ رکعت عادی
بسیار تاثیر داره
اگر خدایی ناکرده لغزش کردید خواهش میکنم از شما خواهش میکنم از شما خواهش میکنم از شما دنبال عکس و فیلم ها به هیچ وجه نرید
دروغ چرا از وقتی که عکس و فیلم ها رو ندیدم کم کم این ترک ۲۰۰ روزه نصیبم شد
خدا شاهده دروغ نمیگم
خدا شاهده دروغ نمیگم
من کسی نیستم که برم تجربیات دیگران رو که با زحمت نوشته شده رو بخونم و در نهایت الکی ۴ تا خالی ببندم و بعد بیام اینجا و بگم اینطوری بکن اینطوری نکن این خوبه این بده
من اینها رو واقعا چشیدم و عین واقعیت رو گفتم
حتما ما رو هم دعا کنید
آزادی از بند✌️🤞
09 مرداد 1405 ساعت 10:35و علیکم السلام و رحمت الله و برکاته! 😄🙏
سلام گرم ما رو هم پذیرا باش. اجرتون با آقا امام زمان (عج). قبل از هر چیزی، تبریک میگم از صمیم قلب بابت این ۲۰۰ روز پاکی و قدرتی که به خرج دادی. واقعاً دم شما گرم که این مسیر سخت رو با توکل به خدا و توسل به اهل بیت (ع) طی کردی. خدا این پاکی رو ازتون نگیره و مستدام باشه، انشاءالله.
ممنونم که وقت گذاشتی و تجربیات نابت رو اینقدر دقیق و با جزئیات به اشتراک گذاشتی. واقعاً گنجینهای بود از نکات ریز و درشتی که فقط کسی میتونه بگه که از دل این مسیر عبور کرده باشه.
چند نکته که خیلی به دلم نشست و حسابی طلا بود:
· برنامه روزهای سخت: نقشه راهی که دادی (۵ روز اول، ۵ روز دوم، ۱۲ تا ۱۴ و نهایتاً ۴۰ روز) عالی بود. این که آدم بدونه "الان در اوج بحرانه" و "گذراست"، نصف راه حل مسئلهست.
· سلاحهای معنوی: واقعاً حق با شماست. ذکرهای "لاحول و لا قوه الا بالله" و اون ذکر نورانی "بسم الله و بالله..." و تکنیک ایستادن روبه قبله با سلام به امام حسین (ع)، بمب آرامش و دفع وسوسهست. این که ذکر رو موقع هجوم وسوسه بگی، مثل پناه بردن به یک قلعه محکمه.
· اهمیّت بینهایت نماز: مخصوصاً نماز اول وقت. این کلید اصلی ماجراست. واقعاً نماز یه ریست معنوی قدرتمنده.
· بزنگاه لغزش و مهمترین استراتژی: اون تأکیدی که روی "ندیدن عکس و فیلم" بعد از لغزش کردی، شاید مهمترین بخش حرفات بود. خدا شاهد گرفتی و گفتی تا این محرک بصری رو قطع نکردی، توفیق ترک بلندمدت نصیبت نشد. این یک نکته کاملاً علمی و تجربی در ترک هر نوع اعتیاد رفتاری هست. چرخه رو باید شکست.
· تغییر زاویه دید: اینکه گفتی "امام زمان (عج) به وجود شما افتخار میکنه"، یک تصویر فوقالعاده قشنگ و انگیزهبخش ساخت. واقعاً تصور لبخند حضرت از شیرینترین لذتهای دنیاست و ارزش تحمل سختی رو داره.
· نماز ۲ رکعتی برای سلامتی امام زمان (عج): چه سلاح اضطراری قدرتمندی! هم ذهن رو منحرف میکنه، هم نورانیت میاره، هم ثواب داره. عالی بود.
حرفت در مورد نخوندن تجربیات و خالی نبستن کاملاً حس شد. معلومه که اینا رو زندگی کردی و با پوست و استخونت لمس کردی.
داداش عزیزم،
دعاگو هستیم. واقعاً از ته دل براتون تداوم این مسیر و رسیدن به آرامش کامل و قرب الهی رو آرزو میکنم. یه دعای خفن هم به بنده حقیر و همه رفقایی که تو مسیرن، حواله کن. 🌹
بازم ممنون از این دلنوشته روحبخش. خوشحالم که هستی. یا علی مدد!
araz
08 مرداد 1405 ساعت 21:35سلام دوستان برای ترک خ ا خیلی راها رفتم نشد
حتی با این سایتم نشد نتونستم توانم نبود شرایط ازدواج داشتم ولی پر از ترس بود ترس از عوارض خ ا
افکارم منفی کرده بود داستان ها فیلم ذهنیت خراب
به کمک خانواده ازدواج کردم اوایل ازدواجم خانمم نبود چند باری خ ا کردم دلیلش فیلم پورن بود وسوسه کار از کار میگذشت بارها خوانده بودم اونهایی متهل بودن لغزش کردن
متوجه شدم دلیل تمام باخت هایم رنجش سختی کشیدن رنج کشیدن بود این کار باعث ارامشم میشد
حتی برای بچه دار شدن هم میترسیدم
با تمام ترس ها خدا پسری بهم داد
بازهم نگاه میکنم شب اگه بی خواب میشدم وسوسه فیلم پورن بود نگاه میکردم
نمیدونم چه شد حالم بد میشد همونم رفت کنار وسوسه میشم بی خواب میشم ولی دگه ازدواج کردم
چند سال یادم نمیادکی خ ا کردم
سرگرم کار زندگی شدم همه چی داره زود میگذرد
اکثریت عوارض های خ ا ازبین میرن
کمر درد بی حالی خستگی
زودانزالی خیلی چیزهای دگه بستگی به مدت زمان خ ا داره
یکم چشم چرونیم فعال هسته اونم ورودی های ذهنم بستم
چشم گوشم کر میگیرم
تنها راهش ادمهایی باعث لغزش میشن شهوت فعال میکنه بزار لیست سیاه
خودت سرگرم کار کردن کن شب خسته بری خونه
ادمهایی باعث رنجش عصبانیتت حال بدیت میشن
سعی کن بی خواب نشی فاجعه محل ترک کن
ورزش نماز اینا هم باشه بهتر
همه چیز به وقتش درست میشه
آزادی از بند✌️🤞
09 مرداد 1405 ساعت 07:10سلام واقعاً دمت گرم که این تجربه رو اینقدر صادقانه و بیپرده گفتی. این حرفات میتونه چراغ راه خیلیها باشه که فکر میکنن توی این باتلاق تنها موندن و هیچ راهی نیست.
دقیقاً به مهمترین نقطه دست گذاشتی: ریشهٔ کار مالِ استرس و فرار از رنج بوده، نه خودِ عمل. تا آدم نفهمه که از چی داره فرار میکنه (عصبانیت، بیخوابی، تنهایی، تحقیر)، فقط داره با علامت بیماری میجنگه، نه خودِ بیماری.
نکتهای که از دل حرفات خیلی میدرخشه اینه که ذهن مثل یک باغ میمونه. تا وقتی ورودیهاش (چشم، گوش، آدمهای سمی) رو مدیریت نکنی، علف هرز سبز میشه. همین که میگی "چشم و گوشم رو کر میگیرم" یعنی به استادی رسیدی. خیلیها نمیدونن بزرگترین عامل لغزش، نگاههای کوچیک و پرسههای بیهدف توی فضای مجازیه.
و اما اون بخش طلایی حرفت: بیخوابی قاتل ارادهست. آدم خسته و بیخواب، مغزش مثل کامپیوتری میمونه که رمش پریده. دیگه قدرت نه گفتن نداره. "شبِ خسته برو خونه" بهترین نسخهٔ دنیاست.
درمورد ترس از بچهدار شدن هم که گفتی، دقیقاً همینه؛ این کار کلیشههای وحشتناکی از عوارض توی ذهن میسازه که بیشترشون روانتنی هستن. وقتی تو با وجود ترس رفتی و خداروشکر پسرت هم به سلامت اومد، یعنی به اون ذهن منفی دهنکجی کردی. عوارض جسمیاش هم که خودت گفتی، با ترک کردن، بدن خودشو ترمیم میکنه. اونقدر که میگن نیست ماجرا.
فقط یه تلنگر کوچیک بذار اینجا بمونه: حواست به "جایگزین" باشه. الان که از این چرخه اومدی بیرون، حواست باشه بیش از حد توی کار و زندگی فرار نکنی. یه جاهایی باید بشینی، دردِ نکشیده رو تحمل کنی، حوصله کنی. چون "خستگیِ زیاد" هم میتونه یه جور فرار باشه. شاید هنوز یه رگههایی از "نابلدی در تحمل رنج" مونده باشه. این دفعه به جای فرار، باهاش چای بخور.
بهت تبریک میگم. تو از خط پایان رد شدی و برگشتی عقب تا بقیه رو راهنمایی کنی. این خیلی باارزشه.
پاکیتون بی نهایت✌️
خادم توابین
07 مرداد 1405 ساعت 17:10سلااااااااامممممم رفقا
امروز چطورین؟
دوستان مغز هر کس که عادت خاصی داره بعد از ترک نیاز به زمان داره تا دوباره سیم کشی بشه از نو، درباره پ... و خ... تقریبا بعد از ۶ ماه اعصاب مرکزی سیم کشی مجدد میشه و یه آدم عادی میشیم!! پس بهتر اینه با صبوری و ریشه کن کردن هر فکر و حس ناپاک و رعایت کامل پاکی چشم و توکل به خدا آهسته و پیوسته سرنوشتمون رو از همین الان بسازیم، الان بذرش رو بکارید مطمئن باشید به وقتش از دستاوردها و تغییراتی که تو زندگیتون وارد میشه شگفت زده میشید
یا طاهر
✌️✌️✌️💥💥💥💥💪💪💪💪💪👊👊👊👊👊👊👊🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱💓💓💓💓💓💚💚💚💚💚🤚🤚🤚🤚🤚
آزادی از بند✌️🤞
07 مرداد 1405 ساعت 18:25سلاااااام رفیق جان! 😄👋
خوبیم، مرسی ازت. امیدوارم حالت عالی باشه و حسابی پرانرژی.
دمت گرم بابت این پیام قشنگ و پر از امید. واقعا حرف دلت رو زدی. 👏🌱
آره داداش، مغز آدم یه کم طول میکشه تا خودش رو جمع و جور کنه و سیمکشیهاش رو از نو راه بندازه، مخصوصاً بعد از ترک یه سری عادتها. صبر و حوصله و مراقبت از چشم و فکر خیلی مهمه. این که میگی "آهسته و پیوسته"، دقیقاً کلید ماجراست. 🔑💪
امید و توکلت رو حفظ کن. بذری که الان با این همه تلاش و مراقبت میکاری، بدون شک یه روزی یه درخت تنومند و قشنگ میشه و از دیدنش کلی ذوق میکنی. 🌳✨
همین که اینقدر آگاه و مصمم هستی، خودش یه عالمه امید داره. به راهت ادامه بده، تو بهترین نسخهی خودت رو میسازی. 👊💚
الهی که همیشه پاک بمونی. ✌️🌱💓
خادم توابین
02 مرداد 1405 ساعت 16:33سسسسسلاااااااااااممممممممم
به به به
همه بیاین تو جشن مدیر آزادی از بند✌️🤞
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
💪💪💪💪💪💪💪💪💪💪💪💪💪
🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
آزادی از بند✌️🤞
02 مرداد 1405 ساعت 16:56سلام به به به! چه خبر چه خبر!😄
چه جوّ شادی، چه فضای قشنگی! واقعاً حسابی دلمون گرم شد با این پیام پرشور و پرانرژیات.
راستش وقتی این همه گل و پروانه و قلب بنفش رو دیدیم، حس کردیم داریم میریم تو یه جشن بزرگ!🌱💜
ممنون از لطفت و این انرژی مثبتی که دادی. امیدوارم همیشه آزادی و شادی همرات باشه، چه در فضای مجازی چه در زندگی واقعی.
قبول داری که بهترین جشنها، جشنهاییان که آدمها با دل و جون توشون شرکت میکنن؟ پس بیا که جشن ما پر از گرما و صمیمیت باشه.✌️🤞
دستت درد نکنه رفیق، همیشه پایدار و شاد باشی!🌹🦋
آزادی از بند✌️🤞
02 مرداد 1405 ساعت 14:00سلام به همهی رفیقای ناب و بینظیر.❤️
وقتتون پر از نور و آرامش.✨
راستش، خیلی وقت بود دلم میخواست حرف بزنم، ولی هر بار ترس از غرور و تکبر، دهانم رو میبست. همیشه یا سکوت کردم، یا اگر حرفی زدم، پاکیم رو چنان کوچیک جلوه دادم که انگار نهانگار که ۲۶۰ روز پشت سر گذاشتم؛ چون میترسیدم ذرهای غرور، همهچیز رو خراب کنه. اما امروز، نه به خاطر خودم، که به عشق تکتک شما عزیزان، دلم میخواد این لحظه رو با هم جشن بگیریم.
بیایید امروز، دست در دست هم، با دلهایی پر از امید، پاکیمون رو فریاد بزنیم؛ نه برای فخر فروختن، که برای روشن کردن مسیر همدیگه. این کار، نه غروره، نه تکبر؛ این یه ادای احترام به راه سختیست که اومدیم و به قدمهایی که هنوز مونده.
خدایا، شکرت که نگاهمون دادی، که همراه مون بودی تو اون روزهایی که هیچکس نمیدونست. خدایا شکرت برای این ۲۶۰ روز پاکی، برای هر صبح که با اراده بیدار شدیم و هر شب که با امید به خواب رفتیم.
امیدوارم این عدد، فقط یه شروع باشه برای سالها روشنایی، و هر کدوم از ما، با دیدن هم، بدونیم که تنهایی نیستیم.
به امید روزهای بیشتر، به امید همدلیهای بیپایان... 🙏✨
خادم توابین
01 مرداد 1405 ساعت 19:26آزادی از بند✌️🤞
سلام سردارررررررررررر
دسته گلی. تاج سری. آقا اینقدر شرمنده مون نکن دیگه- ما کوچیک و خادم شماییم- از اسممون معلوم نیست؟!😂
واقعا حرف دلمو زدی- من همیشه اینجا رو خونه خودم میدونم و لحظه شماری میکردم سایت برام باز بشه ولی همیشه خطا میده- حتی به مدیرها هم اون زمانها اطلاع دادم ولی معلوم نیست مشکل از چیه- خلاصه ما در خدمت برادر و آبجیهای عزیزمون تو خونه برفی بالای کوه (وای یادش بخیر وبلاگ توبه ۹۴) هستیم و خواهیم بود- خیلی التماس دعا
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
آزادی از بند✌️🤞
01 مرداد 1405 ساعت 21:33سلام سلطان.
دستت درد نکنه والا. از این همه لطف و محبتت خجالت میکشم واقعاً. ما که هیچیم، شما بزرگوارید، ما خادم شما هستیم همیشه.
آره والا، این چند وقت واقعاً سایت اذیت کرد. منم پیگیر بودم، انگار یه مشکل فنی عجیب داشت که بعضی وقتا درست میشد بعضی وقتا نه. ولی خداروشکر الان که باز شده، یعنی دل شما پاک بود که دوباره جمع شدیم.
راستی دادههای گوگل و کروم رو پاکسازی کن یا نسخههای بروزشون رو حذف و نصب کن مشکل حل میشه، خودم این مشکل رو داشتم درست شد.
انشاءالله همیشه سلامت و شاد باشی و اینجا خونه خودت، هر وقت خواستی بیا، در بازه.
یاعلی مدد ❤️🙏
خادم توابین
01 مرداد 1405 ساعت 18:55سلااااامممممممم
رفقا حالتون خوبه؟ آقا جنگ و اینا که شد دیگه من نتونستم بیام سایت بهتون سر بزنم- یعنی چنننند ماه میشه- اصلا سایت برام بالا نمیاد و خرابه- الانش هم با وی پی ان اومدم اینجا!!
دمتون گرم که دارید برای شرافت و انسانیت و کرامتتون مبارزه میکنید. با قدرت ادامه بدید.
مدیرهای جدیدی اومدن- ای والله به مدیرهای جدید- راستی بنده از کاربرهای خیلی قدیمی هستم که مدیرها اجازه دادن گاهی بیام به بچه ها روحیه بدم - ببخشید بابت پیام بازرگانی!!!
یا حققققق
آزادی از بند✌️🤞
01 مرداد 1405 ساعت 19:10سلام قلب.❤
وقتی پیغامت رو دیدم، دوپامین چسبید به سقف.😂😂
وای وای وای، داداش خادم توابین خودمون! 😍😍
آقا جان، این همه لطف داری، خجالت میکشیم والا! ولی راستش اومدن تو خودش یه عید بود برای ما. دلمون پر کشیده بود برات، هر روز میگفتیم کاش یه سر بزنه، کاش پیامی بده...
حالا که اومدی، انگار بهار اومده تو این جمع. عشق خودتی داداش، بدون که جای تو اینجا همیشه خالییه، ولی با اومدنت پر میشه از گرما و انرژی.
هر وقت دلت گرفت، هر وقت نتونستی تحمل کنی، بدون که درِ خونه به روی تو بازه. ما همیشه منتظریم تا بیای و یه دل سیر حرف بزنیم، بخندیم، گاهی گریه کنیم، ولی با هم باشیم.
راستی اون پیام بازرگانی هم که گفتی، والا اونم از اون پیامایی بود که ته دلمون موندگار شد! 😂😂
برقرار باشی داداش، به امید دیدارهای بیشتر. یا حق که هواتون داره! ❤️🔥
جوجه کوچولو
01 مرداد 1405 ساعت 00:11آزادی از بند✌️🤞
01 مرداد 1405 ساعت 18:56سلام .
وای چه روز قشنگی!🥺❤️
به خودت تبریک بگو، این شروع یه راهِ تازهست.
اون کاپشن زمستونی رو بذار واسه روزایی که نه تنها سرما توش نمیمونه، بلکه دلت هم گرمه به آرامش. اشتباهات گذشته رو ول کن، اونایی که پشیمون شدن رشد کردن. تو هم داری رشد میکنی، واسه همینه که این تصمیم رو گرفتی.
زندگی آزاد یعنی همون لحظهای که تصمیم میگیری دیگه بندهٔ عادتهای بد نباشی. یعنی همین امروز، همین الان. شرایط همیشه سختن، ولی تو قویتر از اونایی که فکر میکنی.
راهت روشن، دلت پاک. حتماً دعا میکنم برات که از این زندان خودت رو آزاد کنی و اون روزهای قشنگ برسن.
به خودت ایمان داشته باش، لیاقت یه زندگی تازه رو داری آدمیزاد❤️🔥
التماس دعا دارم برات، یادت نره که ما پشتتیم🙏✨
araz
31 تیر 1405 ساعت 21:22سلام دوستان منم نزدیک15 سال با این موضوع درگیر بودم خیلی راها رفتم نشد خیلی از استعداد ها داشتم داغونم کرد
ترک خود ارضایی خیلی سخته با این سایت چند ماه ترک کردم بازهم لغزیدم
چیزهای متوجه شدم بیکاری پدرتو در میاره چشم گوشتو باید کرو کور بگیری از چیزی باعث خشمت میشه دوری کن خشم عصبانیت تو را وادار به خود ارضایی فیلم پورن میکنه ـ
حقیقت ازدواج کردم توی ازدواج چند بار خ ا کردم
امروز خوبم فیلم پورنم رفت پرهیزهایی برای خودم گذاشتم با جنس مخالف جایی شهوت میاد ادمهایی باعث خشمم میشن استفاده نمیکنم
دررابطه با عوارض عوارض متوقف میشن
کمر درد از بین میره خستگی میره
زود انزالی یکم خوب میشه
بچه اینا گیرتون میاد شیطان مقالات عوارض همش دروغه ـ
احساس گناه پدر مون دراورده حس بی ارزشی بهمون میده
بلند شو تو میتونی برو سر کار انتخاب کن شرابط داری ازدواج کن
آزادی از بند✌️🤞
01 مرداد 1405 ساعت 18:12سلام داداش.
اول اینکه: به خاطر همون ۱۵ سالی که گفتی، هیچوقت خودتو سرزنش نکن. این یه اعتیاد رفتاری مثل هر اعتیاد دیگهایه، و هر لغزشی یعنی داری بهش مسلط میشی، نه اینکه شکست خوردی.
راجب حرفت که گفتی:
· بیکاری پدر ادمو درمیاره → دقیقاً. وقتی ذهن بیکاره، خودش دنبال سرگرمی میگرده. مشغولیت بهترین راهه.
· خشم و عصبانیت محرکه → کاملاً درسته. چون پورن یه مسکن سریعه برای احساسات منفی. وقتی عصبانی میشی، بدنت دنبال تخلیهست.
چیزایی که گفتی درست تشخیص دادی:
· دوری از محرکها (چشم و گوش بسته نگه داشتن در موقعیتهای خاص)
· پرهیز از آدمهایی که عصبانیتت میکنن
· ازدواج کردی و بازم لغزیدی → یعنی این مسئله ربطی به مجرد یا متأهل بودن نداره، ریشه در مغز و عادته.
راجب عوارض: کاملاً درست میگی. کمردرد، خستگی مفرط، زودانزالی – همه اینا با ترک بلندمدت بهبود پیدا میکنن. اما نه یه شبه. صبور باش.
حالا حرف آخرش:
· فردا رو یه روز جدید ببین. امروز که پورن نرفتی، یه پیروزیه.
· احساس گناه رو بنداز دور. اون حس بیارزشی رو شیطان یا هرچی دوست داری اسمشو بذار، به خوردت میده تا دوباره بری سمتش.
· بلند شو برو سر کار، حتی اگه سرکارت خیلی سادست. مشغولیت بهترین سمّ این اعتیاده.
نکته مهم: هیچکس یهشبه ترک نمیکنه. اگه ۱۵ سال بودی، الان داری توی ماههای آخر جنگیدن. لغزش یعنی داری یاد میگیری کجای راه رو اشتباه رفتی.
برو یه کار خوب امروز بکن، حتی اگه کوچیکه. به خودت افتخار کن که هنوز داری میجنگی. این جنگ رو میبری، قول میدم. 🤝
Aliiiiiiiiii
29 تیر 1405 ساعت 11:19سلام یه سوال دارم آیا بعد از ترک این عادت تمامی عوارضش از جمله به خصوص زودانزالی اینا هم از بین می ره ؟؟
آزادی از بند✌️🤞
29 تیر 1405 ساعت 23:33سلام به شما بله زودانزالی تا حد زیادی خوب میشه، ولی یهو نیست، چند ماه طول میکشه.
· بقیه عوارض (خستگی، مه مغزی، کمردرد و...): کلاً از بین میرن.
· شرطش اینه که حداقل ۳ ماه صبر کنی و ورزش روزانه رو هم انجام بدی.
اوضاع خیلی بهتر میشه، ولی صبور باش.✨
meyti-rl
28 تیر 1405 ساعت 23:27درود و سلام خدمت همه دوستان عزیزم و ادمین های عزیز
بعد از چند سال تصمیم گرفتم برگردم به این مسیر
متعهد میشم که حتی اگه لغزیدم بیام و این اعلام پاکی و لغزش رو اعلام کنم تا پاکی کامل
خدایا دست منو بگیر🙋🏻♂️
آزادی از بند✌️🤞
29 تیر 1405 ساعت 13:44درود به روی تو گل پسر! چه خبر چه خبر؟ چند سال شد که خبری ازت نبود، دلمون برات تنگ شده بود ولی حالا که برگشتی، یعنی خودت تصمیم گرفتی و این یعنی نصف راه رو رفتی. آفرین به این شجاعتت!
این قولی که دادی که حتی اگه لغزیدی، بیای و رو راست بگی، این خودش یک عالمه ارزش داره. چون خیلی از آدمها وقتی میافتند، خجالت میکشند و فرار میکنند؛ ولی تو داری میگی من میام و میگم زمین خوردم، این یعنی پهلوانی. یادت باشه که لغزش اشکال نداره، مهم بلند شدنه.
و اون دستی که گفتی خدایا بگیر، مطمئن باش همون لحظه که گفتی، گرفته. خدا هیچ وقت دست کسی رو که به سمتش دراز شده، رها نمیکنه. فقط قدم اول رو محکم بردار، بقیهاش با کمک خودت و یه کم از اون بالایی، خود به خود درست میشه.
خوش اومدی، دلت رو خوش کن، به خودت سخت نگیر و از امروز یه شروع تازه رو جشن بگیر. بهت افتخار میکنیم! 👊❤️
❤️🔥من شکست نمیخورم بلند میشم ❤️🔥
17 تیر 1405 ساعت 06:08آزادی از بند✌️🤞
17 تیر 1405 ساعت 15:10سلام داداش،آفرین به این غیرت و ارادت!، اینکه توی دنیایی زندگی کنی که گناه و کثافت کاری شده عادت، تو بتونی ذهنت رو پاک نگه داری و به خودت قول بدی که نه تنها جوابشون ندی، بلکه ازشون قویتر بشی، واقعاً کار بزرگیه. خیلیا تو همچین فضایی کثیف میشن ولی تو تصمیم گرفتی درخشانتر بشی.
لباسای جدیدت رو به تن کن، برو باشگاه و اون روحت رو مثل بدنت محکم کن. بله، خدا با کسایی هست که با وجود سختی، پاک میمونن. تو زادهی دردی ولی تصمیم گرفتی که اون درد رو تبدیل به زره کنی، نه زنجیر.
به خودت افتخار کن، حق داری. به قلب پاکت، به ارادهات، به قول محکمت. تو میمونی و اون آسمون که مال توئه. برندهای پسر، برندهای. ❤️🔥
Matin110
13 تیر 1405 ساعت 10:10آزادی از بند ✌️🤞 سلام دوست عزیز،
ترک شام هم از نظر طب سنتی و هم از نظر انبیا و امامان، یک کار خطرناک و زیان رسان هست.
پیامبر میفرماید: من بر امتم از این بیم دارم که با ترک خوردن شام، پیری و شکستگی به سراغشان آید؛ چرا که خوردن شام مایه نیرومندی پیر و جوان است.
خودتون هم تو گوگل دراین باره سرچ کنید میبینید.
این هم نظر طب سنتی درباره ترک شام: https://eitaa.com/hakimkheirandish_ir/10743
راهکارت عالیه ولی ترک شام خیلی ضرر داره.
آزادی از بند✌️🤞
13 تیر 1405 ساعت 12:24سلام دوست بزرگوار، بله، من خودم هم از قبل کاملاً مطلع بودم و میدونستم؛ درسته، در صورتی ضرر داره که به صورت روزانه شام رو حذف کنین، ولی یک روز در هفته کاملاً بیخطره؛ اصلاً نگران نباشین. اون ضرری که در طب سنتی و روایات بهش اشاره شده، برای حذفِ همیشگی و روزانهست، نه برای یه تمرینِ یک روزه در هفته برای تقویت اراده. پس خیالتون راحت، این روش هم بیخطره، هم تأثیرش رو به زودی میبینین.
آزادی از بند✌️🤞
12 تیر 1405 ساعت 09:43سلام دوستان❤️❤️❤️
من و خیلی از رفقا، با یه روش خاص، یکبار برای همیشه این داستان کثیف و لجن خودارضایی و پورن رو کنار گذاشتیم.
دوستان، خدا شاهد است که قلبم میگیره وقتی میبینم بعضی از رفقا هنوز توی این لغزشها گیر کردن.
حالم گرفته میشه وقتی میبینم ناامیدن و درد میکشن، و هر کاری هم میکنن، نمیتونن یکبار برای همیشه ترک کنن.
من خودم همه این دردها رو کشیدم. اما کی تغییر کردیم؟
زمانی که فرمول پاکی ابدی رو یاد گرفتیم.
فرمولِ یکبار برای همیشه.
دوستان، من بینهایت درد کشیدم، بینهایت نابود شدم، و به جایی رسیدم که گفتم:
«من باید خودم فکر کنم که کجا اشکال داره.
چرا پاکی میاد بالا و دوباره لغزش؟
و این چرخه، هزاران بار تکرار شده؟
چرا؟ چرا؟ چرا؟»
اومدم، شبانهروز فکر کردم که یه راهی پیدا کنم؛ یه بار برای همیشه این چرخه تموم بشه.
حتی داشتم روانی میشدم، چون تمام راهکارهای دنیا برای ترک خودارضایی و پورن رو امتحان کردم، ولی بی نتیجه بود.
همون راهکارهایی که کلی پول براشون خرج کردم و خیلی اذیت شدم.
می دونید چیه؟ خیلی سخته که تلاش کنی و نتیجه نگیری.
خیلی سخته که حسرت پاکی ابدی توی دلت بمونه.
اما من بعد از ده سال، خودم نشستم و فکر کردم و یه راهکار توپ پیدا کردم.
---
دوستان، چرا پاکی میاد بالا و لغزش اتفاق میوفته؟
دلیلش اینه: نفس اماره خیلی قدرت داره.
ما نمیتونیم بهش نه بگیم، چون چندین سال بهش خوراک دادیم و مار رو تبدیل به اژدها کردیم.
یعنی وسوسه میشیم و میریم سراغش چون ضعیفیم قدرت نه گفتن نداریم.
حالا چجوری باید این چرخه رو شکست؟
چجوری میتونیم تا ابد پاک بمونیم؟
باید این چرخه رو بشکنیم. یعنی وسوسه هست، تحریک هست و تا ابد هم هست، اما ما باید قوی باشیم و بتونیم به وسوسه ی پورن و خودارضایی بگیم «نه».
---
حالا که دونستیم، چجوری قوی بشیم و وسوسه ها رو له کنیم؟
با نه گفتن به گناهان کوچیک، مثل:
· دروغ
· غیبت
· تهمت
· ریا
و همچنین یک روز در هفته، به خاطر تقویت اراده، فست باشیم.
فست یعنی روزهای که فقط آب میخوریم و غذا تعطیله.
مثلاً بعد از خوردن ناهار، دیگه غذا خوردن رو قطع میکنیم تا صبح.
این میشه همون «فست شبانه» چون اکثر غذاهای وسوسه انگیز شبهاست.
وقتی یک روز در هفته شام نمیخوری، به نفست میفهمونی که:
«من قدرت نه گفتن دارم؛ من میتونم نه بگم.»
وقتی بتونید به شکم نه بگید، به شهوت هم میتونید نه بگید شک نکنین.💪✌️
والله که یک روز در هفته هیچ سختی نداره.
اگه میخواید جلوی این غول بایستید و قدرت ارادهتون فولاد بشه باید این کار رو انجام بدین، واگر ندین بدونید که درد بعد از لغزش، استخوان آدم رو له میکنه.
---
به امید خدا، از این روش در کنار سایت مرکز «نزدیکی به خدا» و مقالاتش استفاده کنید و معجزه اش رو ببینید.
میتونید درباره ی «نفس اماره» هم تو گوگل سرچ کنید، من اینجا فرصت توضیح بیشتر ندارم.
موفق و پاک باشید💪🔥
🛡️ سقوط_ممنوع ⚔️
11 تیر 1405 ساعت 14:52سلام
خدایا شکر این مدت پاک بودیم و موندیم ولی حتی دیگه تا ابد هم پاک بمونم برام فرقی نداره چون من فرصت های درخشان و طلایی رو به خاطر خودارضایی و پورن سوزوندم منی که یه انسان نجس و کثیف اینو از کودکی بهم یاد داد من اون موقع خیلی بچه بودم بد و خوب رو تشخیص نمیدادم ولی یه انسان حروم زندگی منو به اتیش کشید بچه ها زندگی که دیگه اتیش گرفت فرصت هایی که دیگه پرید دیگه بر نمیگردن من اگر این خودارضایی و پورن نبود الان تو بهترین دانشگاه بودم و با بهترین درامد و بهترین شغل الان پول پارو میکردم میلیاردر بودم حسرت هیچ چیزی تو دلم نمیموند ولی حیف. من تو بهترین رشته تحصیل میکردم تو مدارس تیزهوشان وعلامه حلی به خاطر این کار کثیف تحصیلم داغون شد درسم نابود شد منو از دبیرستان به خاطر نمرات پایین اخراج کردن کنکور و دانشگاه و شغل همه سوختن ایا با بی نهایت پاکی برمیگردن؟؟؟؟؟
فقط الان ارزوم اینه خدا این مرض رو نصیب هیچ بنی بشری نکنه چون تا بیاد ترک کنه همه هست و نیست زندگیشو به اتیش میکشه😞
خدایا چرا من درگیر این گناه شدم و اینطوری ارزوهام شد حسرت چرا 😥😥😥😞😞😞😞😞😞😭😭😭😭😭😭😭😭
آزادی از بند✌️🤞
11 تیر 1405 ساعت 15:41سلام دوست عزیز🙏
اول از همه میخوام بگم که صدات رو میشنوم و دردت رو درک میکنم. این حرفایی که زدی، از ته دلته و حق داری ناراحت باشی. اما بیا یه کم آرومتر حرف بزنیم.
تو خودت گفتی که اون موقع بچه بودی و نمیدونستی چی خوبه چی بده. پس تقصیر تو نیست که یه آدم نادرست این بلا رو سرت آورد. تو قربانی شدی، نه گناهکار اصلی. خداوند مهربونترینه و میدونه چه بلایی سر یه بچه کوچیک اومده.
اینو باور کن که "بی نهایت پاکی" حتماً نمی تونه اون فرصتهای از دست رفته رو برگردونه، اما میتونه فرصتهای جدیدی بسازه که شاید از اونایی که فکر میکنی طلایی بودن، باارزشتر باشن. نابغه شدن فقط با مدرسه و تیزهوشان نیست. خیلی از آدمهای موفق دنیا مسیرشون عوض شده، شکست خوردن، دوباره شروع کردن.
حسرت خوردن برای گذشته، مثل اینه که بنزینی بریزی روی آتیش خونه سوخته. آتیش که خاموش شده، ولی تو داری با حسرت دوباره روشنش میکنی. به جاش بیا به این فکر کن که الان چی میتونی بسازی. شاید اون نابغهای که فکر میکردی، قرار نبود توی اون راه باشه. شاید یه نابغهی دیگه توی وجودته که توی یه راه دیگه میدرخشه.
این جمله رو بهت میگم که خیلی به کارم اومده:
"آینده هنوز نوشته نشده."
بله، اون سالها رفت، ولی سالهای بعدش مال توئه. میتونی یه آدم موثر، پولساز، موفق و خوشحال بشی، حتی اگه از صفر شروع کنی. خیلیها از صفر شروع کردن و به قله رسیدن.
درمورد خودارضایی و پورن، این یه اعتیاد بوده، یه بیماری. نه اینکه تو نجسی. تو یه آدمی که گرفتار شدی و الان داری میجنگی. همون که موندی و پاکی، نشون میده قویتری از اونی که فکر میکنی.
آخرش: خدا نمیگه "چرا گناه کردی؟"، میگه "چرا برنمیگردی؟"
تو برگشتی. این بزرگترین پیروزیته.
حالا برو از همون جایی که هستی، یه قدم بردار. نه برای میلیاردر شدن، برای اینکه خودت رو دوباره پیدا کنی. اونوقت میبینی که ارزشت به مدرک و پول نیست، به همون برگشتنه.
به قول معروف:
"ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است."
تو الان از اون آب گلآلود خارج شدی. حالا وقت شنا کردن تو آب زندگیه.
دلت رو به دریا بزن، گریه کن، ولی بعدش دست به کار شو.
هنوز دیر نشده. والله دیر نشده.
خاک🌱
10 تیر 1405 ساعت 20:00به u
سلام داداش...
میدونم خوب نیستی ، میدونم حالت بده ، میدونم 🙂
همه اش رو میدونم مشتی :) خودم کشیدم...ثانیه ثانیه کشیدم
اینکه انقدر حالت بد باشه که هر لحظه ، هر ثانیه برات با درد بگذره و با هر صدای ثانیه شمار ساعت ، با همه وجود درد بکشی :)
باهات موافقم :) کودک درونه...
نمیدونم اسمت چیه داداش ، ولی یه (اسمت) کوچولو توی تو داره زندگی میکنه که با این کار و دیدن فیلم و... و... و... تنها مونده ، ناراحته ، داره گریه میکنه...میدونی چرا؟ چون دوستت داره...چون نمیخواد اذیت بشی ، نمیخواد درد بکشی چون عاشقته...
اگه ازت یه کاری بخوام انجام میدی؟ :)
چشمتو ببند ، برو پیش کودک درونت ، ببین حالش چطوره ، باهاش حرف بزن بذار جوابتو بده ، بغلش کن ، بهش عشق بده...عشقی که هر دوتاتون لایقش هستید :) بهش بگو کنارش هستی ، بهش بگو بعضی وقتا خراب میکنی ولی میخوای از این به بعد حواست بهش باشه...باهاش صحبت کن ، بگو که میخوای کم کم همه چی رو درست کنی :)... باهاش صحبت کن جوابتو میده🙃
اگه این کار رو انجام دادی دوست داشتی نتیجه رو بهم بگو اینجا :)
مراقب خودت باش داداش🙂❤️
😔u😔
10 تیر 1405 ساعت 10:03روز اول رک بگم الان دقیقا لب یه پرتگاهم تهش یا برگشته یا سقوط اونقدر از خودم متنفرم اونقدر حالم بده اونقدر عذاب وجدان دارم اونقدر فکرم خرابه همش تا صبح بیدارم الان ساعت 10 صبحه و من هنوز نخوابیدم همش یه صدای درون بهم میگه داری با خودت چیکار میکنی تو این نیستی تا کی میخوای اینطوری باشی و......شایدم کودک درونمه اونقدر عذابش دادم اذیتش کردم خسته شده کاش هیچ وقت و هیچ وقت به دنیا نمی اومدم به هیچ دردی نمیخورم آدم اینقدر بی عقل
آزادی از بند✌️🤞
10 تیر 1405 ساعت 11:38سلام دوست من.اولین چیزی که از کامنتت فهمیدم: اینقدر خسته و شکستهای که حتی از خستگی خودتم خسته شدی. آدم تا این حد از خودش متنفر نیست مگه اینکه یه بار سنگینِ کمرشکن رو مدتهاست تنهایی دوش میکشه. اون صدایی که میگی از درون بهت میگه "تو این نیستی، داری با خودت چیکار میکنی"، اون بچهی درونت نیست که اذیتش کردی... اون تنها بخش سالم وجودته که هنوز نمرده. اون پسربچه یا دختربچهای که میدونه تو ارزشش خیلی بیشتر از این لجنهایی که الان توش دست و پا میزنی. اون داره التماس میکنه، چون هنوز دوسِت داره. ببین چقدر متناقضه: تو از خودت متنفری، ولی اون بخش وجودت داره جون میده که نجاتت بده.
گفتی "کاش به دنیا نمیاومدم، به هیچ دردی نمیخورم، بیعقلم". ببین، آدمِ "بیعقل" یا "بیدرد" که اینقدر عذاب وجدان نداره. این عذاب وجدانِ لهکنندهات دقیقاً نشون میده تو آدم بدی نیستی که راه رو گم کرده، تو آدم خوبی هستی که یه جای کارش لنگیده و شدیداً داری خودتو بابتش مجازات میکنی. آدم بد که وجدانش بیدار نیست. ولی تو تا صبح بیداری چون وجدانت نمیذاره حتی یه لحظه فرار کنی. داری خودتو حبس کردی تو یه سلول انفرادی روانی و خودت قاضی و جلاد خودت شدی.
. وقتی آدم کمخوابه، گرسنهست، از پا افتاده، مغزش دیگه نمیتونه درست تحلیل کنه. الان ساعت ۱۰ صبحه و تو نخوابیدی، این یعنی مغزت الان توی وضعیت اضطراری و قرمز کار میکنه. توی این وضعیت هیچ تصمیمی، هیچ فکری، هیچ حس به خودت درست نیست. همه چی ده برابر بدتر و تاریکتر به نظر میاد. الان بزرگترین دشمن تو، ذهن خسته و تحریفگر خودته.
پس اولین کاری که میکنی، حتی اگه شده با قرص خواب بخوابی (اگر دسترسی داری) یا یه دمنوش، اینه که به این بدن خسته رحم کنی و بخوابی. آدمی که به قول خودش لب پرتگاهه، اول باید از لبه پرتگاه عقب بکشه نه اینکه بالای سرش پرواز کنه و بگه "من چقدر بیعقلم که اینجام". عقب کشیدن الان یعنی خوابیدن. همین یه قدم.
وقتی بیدار شدی، به جای اینکه کل شخصیتت رو با کلماتی مثل "بیعقل" و "بیدرد" تخریب کنی، فقط بگو "من الان یه مدته یه مشکل یا اشتباهی داشتم که بلد نبودم چطور حلش کنم و باعث شد به خودم آسیب بزنم". بین "من بیعقلم" و "من یه رفتار اشتباه داشتم" یه دنیا فرق هست. داری به خاطر یه اشتباه (هرچقدرم بزرگ) کل هستی خودت رو نابود میکنی.
چیزی رو که الان نیاز داری بشنوی شاید این باشه: تو هنوز همون آدم قبلی هستی، فقط گمش کردی. اون بچهی معصوم درونت هنوز اونجاست، داره پشت میلههایی که خودت ساختی گریه میکنه و تقصیر تو نیست که نمیتونی بازش کنی، چون کسی یادت نداده چطور با بحران و عذاب وجدان کنار بیای.
. بیا به جای اینکه خودت رو خفه کنی، یه کم از اون بار سنگین رو بذار زمین. تو هیچ دردی نمیخوری؟ اشتباه میکنی. کسی که انقدر عمیق رنج میکشه، حتماً روح بزرگی داره که اینهمه فضا برای عذاب کشیدن داره. روحهای کوچک، زود فراموش میکنن. تو فراموش نکردی، چون برات مهم بوده. حالا وقتشه یاد بگیری چطور خودت رو ببخشی. ولی اول بخواب. لطفاً
برات بهترین هارو،ارزو میکنم.🌱🤲
پاکیتون ابدی✌️
طوفان الاحرار
06 تیر 1405 ساعت 11:47به یه بچه غمگین
به نام خداوند متعال
سلام ، شما با وجود اون شرایط بسیار بدی که نوشتید وجدانتان بیدار و قلبی حق طلب دارید خود این خیلی خیلی ارزشمنده و باید بگم که شما نزد خدا خیلی عزیز تر و پاک تر هستی نسبت
به کسی که از اول زندگی اش هیچ مشکلی نداشته و پدر و مادر بسیار پاک و صالح و مهربانی داشته که اونو به بهترین راه ها راهنمایی کرده اند و تمام شرایط برای رشد معنوی و ایمان
برایش فراهم بوده و اگاهی کامل داشته از زشتی این گناهان بزرگ ولی مسیر غلط را از روی هوا های نفس و طغیان و عصیان انتخاب کرده است.
اصلا غمگین نباشید بدونید شما خیلی ارزشمندتر و گرامی تر هستید پیش خداوند متعال
ان شالله خداوند به حق امام حسین(ع) تمام جوانان را از شر فتنه های اخر الزمانی حفظ بکنه و به گناهان همه ما قلم عفو بکشه .
خاک🌱
05 تیر 1405 ساعت 23:44به بچه غمگین
سلام...
نمیگم درکت میکنم ، چون اینطور نیست ، توی شرایط تو نبودم...
داداش من نزدیک ۶ سال ازت کوچیکترم... اینم نمینویسم که بگم آره پاشو بجنگ برای خواسته هات ، برای آینده ، غم ها رو دور بریز ، سعی کن شاد باشی و...
اول یه کم بیا بغلم ، یه کم دست بکشم پشت کمرت خستگیت کم بشه :) کاش پیشت بودم تو تعریف میکردی ، من گوش میدادم و دوتایی باهم گریه میکردیم...یه کم سبک میشدی :)
داداش من خودم الان سه سال و نیمه که دارم دارو مصرف میکنم...اگه تجربه داداش کوچیکترت رو بخوای ، میگم یه روانشناس خوب پیدا کن...روانشناس نه مشاور...صحبت کن چند جلسه باهاش ، اگه کارش رو بلد باشه حالت بهتر میشه و بهت راه حل میده...همین که با یکی صحبت کنی و یه گوش شنوا داشته باشی خیلی حالت بهتر میشه ، قول میدم
مراقب خودت باش داداش ِ خوش قلبِ من :))
🖤بچه غمگین🖤
04 تیر 1405 ساعت 23:07آزادی از بند✌️🤞
05 تیر 1405 ساعت 10:20سلام داداش.❤️
داداش، خواندم چی نوشتی. دلم فشرده شد. واقعاً سنگینه. چیزی که داری میگی شوخی نیست، یه عمر درد و رنجه که ریخته توی این چند خط. و میدونی، قبل از هر چیز، میخوام بهت بگم چقدر شجاعتی که این رو نوشتی. این همه زهر رو ریختی بیرون، خیلیا حتی این رو هم بلد نیستن.
اول: سی سالگی و اون حس لعنتی دیر شدن
ببین، اینو تو آیینه به خودت بگو: سی سالگی تازه اول خطه واسه مردی که میخواد خودشو از نو بسازه. تو که بچهگی بدی داشتی، تجربههایی داری که خیلیا تو هفتاد سالگی هم ندارن. تو الان یه مردِ کارکشته و زخمخوردهای که تازه فهمیده چیزایی که دیده و شنیده مزخرف بوده. این خودش یه قدرت عظیمه. اکثر آدمایی که زندگیشونو عوض کردن، یهو یه روزی مثل امروزِ تو، به خودشون اومدن و گفتن "من دارم چیکار میکنم؟". تازه داری هشیار میشی. آرزوهاتو بذار جلو چشت، بشین با خودت خلوت کن ببین چی میخوای. سی سالگی برای یه مرد یعنی کلی جون و انرژی. به خدا دیر نیست.
دوم: خونه جهنمی و خانواده نامعمول
داداش، میدونم چه دردی داره. اینکه ببینی آدمایی که قرار بود سپر بلات باشن، خودشون شدن طوفان زندگیت. پدر و مادرت نااهل بودن؟ قبول. چیزی که تو رو آدم نکرده، نکنه. ببین، تو از بچگی فقط رنج ندیدی، یه چراغ قوه به دستت دادن ناخواسته: "چیزایی که نباید میدیدی". حالا دقیقاً میدونی چه مدل آدمی نمیخوای باشی. این بزرگترین جهتیاب زندگیته. از این چیزایی که میبینی متنفری؟ عالیه. این تنفر، مرزِ منه توئه. نگهش دار. این مرزه که میگه "من پاکم، من جدای از اون فسادم." تو محکوم به تکرار نیستی. ژن که هیچی، عادت و محیط هم همینه که هست، ولی روح آدمیزاد انتخابش دست خودشه. تو انتخاب کردی که شبیهشون نشی. نصف راه رفته. برای فرار از این جهنم، نیاز به یه برنامه داری، نه فقط آرزو.
سوم: ترس از شبیه شدن و کارهای غیراخلاقی پدر
اینکه میترسی مثل اونها بشی، بزرگترین سدِ توئه در برابر اینکه مثل اونها بشی. آدمایی که واقعاً شبیه پدر و مادرت میشن، یه روزی میشینن و میگن "آره، زندگی همینه دیگه، حقمونه، ما بدبخت بودیم." تو اما داری استرس داری و از خودت میپرسی "من دارم چیکار میکنم؟". این وجدانِ بیدارته داداش. بهش گوش کن. اگه کارهای غیراخلاقی ازت سر زده، بایست جلوش. اولین قدم همینه که الان برداشتی: اعتراف و تنفر. حالا باید کنده بشی. چون پاک موندن تو این خونه، مثل شنا کردن تو حوض کثیفه. باید از حوض بپری بیرون.
نقشه راه نجاتت (بر اساس حرفای خودت):
1. حرکت فیزیکی (ضروریه): تا توی اون خونه و اون فضایی، هر روز مسموم میشی. باید بری. نمیگم امروز و فردا، ولی برنامهریزی کن. کار پیدا کن، کار بیشتر کن، هر ریالی پسانداز کن. هدفت فقط یه چیز باشه: "استقلال و جدا شدن". یه اتاق کوچیک، یه خوابگاه دانشجویی اگه درس میخونی، هر چی. رفتن از اون فضا، هفتاد درصد درمان توئه. اونوقت میتونی پاکی خودتو بسازی.
2. قطع زنجیره ذهنی: نذار این فکر که "من محصول اونام، پس آخرشم مثل اونا میشم" تو ذهنت جوونه بزنه. تو محصول انتخابای خودتی. هر روز صبح به خودت بگو: "من آدم خودمم. من مسیر خودمو میسازم. من پاکم." اینقدر بگو تا باورت بشه.
3. تعریف آدمیت و پاکی برای خودت: بشین بنویس "آدم درست" از نظر تو کیه؟ پاکی چه شکلیه؟ دروغ نمیگه؟ کمک میکنه؟ نماز میخونه؟ ورزش میکنه؟ درس میخونه؟ برای خودت یه تصویر بساز از اون مردی که میخوای باشی. تصویر که واضح شد، آرزوها معلوم میشن. آرزوهات الان قاطین چون فقط میدونی چه چیزی رو نمیخوای، ولی نمیدونی چی میخوای.
4. یه رفیق، یه مشاور، یه منبع انرژی تمیز: این مسیر رو تنهایی نرو. آدمای درست رو پیدا کن. یه روانشناس، یه آدم مذهبی که اخلاقش خوب باشه نه ظاهرساز، یه دوست که بوی پاکی بده. دورت رو با آدمایی پر کن که اون چیزی هستن که تو میخوای بشی.
5. نترس از سختی راه: جدا شدن از جهنم سخته. جنگیدن با روحیه خراب سخته. ولی راحتتر از اینه که هر روز توی اون آتش بسوزی و آروم آروم خاکستر بشی. تو یه جنگجویی. از بچگی تو جنگ بودی، فقط دشمنت عوض شده، حالا دشمنت ناامیدیه.
داداش، تو باختی رو کی آوردی؟ هنوز نفس میکشی. هنوز قلبت میزنه. هنوز از فساد متنفری. این یعنی بردی. اونی که میبازه، دیگه متنفر نیست، میپذیره. تو نپذیرفتی. پس باختی در کار نیست. بلند شو، یه لیوان آب بخور، رو به آینه وایسا و به خودت قول بده که "من ناجی خودمم". و شروع کن. آروم آروم، قدم قدم. تو میتونی همون آدمی بشی که تو ذهنت داری. به توانایی خودت شک نکن.🌱💪
لاحول و لاقوه الا بالله
01 تیر 1405 ساعت 15:31سلام
چند وقت هست که درگیر گناه شدم
نتونستم جلوش رو بگیرم و بدجور تو دامش افتادم
یکی از دلایلش تنهاییم بوده
نتونستم مدیریتش کنم
نمیدونم چرا دیگه انگار ضعیف شدم توی ترک کردن
فکرم هی میپره انگار منتظره تا برسم به یه جای خلوت مرتکب گناه بشم
علتش رو فکر میکنم اینه که اصلا مراحل ترک رو رعایت نمیکنم
نمازم دیگه اول وقت نیست
برنامه دارم برای روزهام ولی فکر بد رو دور نمیدانم
امروز خیلی سعی کردم که نشه ولی شد
از امام حسین معذرت میخوام توروخدا منو ببخش من خیلی آدم بی چشم و رویی ام
از امروز به عشق خودت ترک میکنم واگرنه خودمو....
بهت قول میدم آدم بشم
من از گناه کردن بدم میاد. کمکم کن ترک کنم.
حرفای دوستانم خیلی قشنگ بود اینکه خودتون رو تحقیر نکنید چون این اتفاق میفته ولی باید تحلیل کنید از کجا ضربه خوردید. اگر درستش کنید دفعه بعدی دیگه از اینجا ضربه نخواهید خورد و احتمال پیروزی بیشتر میشه
منم اشتباهم جدا شدن از مسیر درست و راهکارهای ترک بود
از امروز اولا نماز توبه رو میخونم
بعدس نمازام دیگه اول وقته حتی نماز صبح
یک صفحه قرآن هم شب ها میخونم
فکر هارو هم دور میکنم
به امید پیروزی یاعلی
آزادی از بند✌️🤞
01 تیر 1405 ساعت 17:49سلام رفیق❤️
خوب کاری کردی حرفات رو زدی. اولین قدمِ ترک، همین اعتراف و درد دل کردنه. این که میگی از گناه بدم میاد، خودش بزرگترین سرمایته. آدمی که بدمش میاد، ته دلش هنوز زنده است، فقط خسته شده.
تحلیلت درست بود. این که گفتی «دیگه انگار ضعیف شدم»، نه بخاطر بیارادگی، بخاطر اینه که تو دورهی ترک، یهو همه چیز رو ول کردی. رفیق، ترکِ گناه یه دفعه نیست، یه پروسه است. انگار یه استخر آب یخه، نمیشه شیرجه زد توش، باید آروم آروم پاها رو بزنی تو.
تو گفتی از مسیر جدا شدی. خب، مسیر برگشت همون چیزاییه که خودت نوشتی:
1. نماز اول وقت (به خصوص صبح): این معجزه میکنه. روزت رو بیمه میکنه. وقتی سر وقت نماز میخونی، به خودت و شیطونت اعلام میکنی که سر وقت، سرِ کارم.
2. یه صفحه قرآن شبونه: مغزت رو میشوره از فکرای بد. یه نورافکن میندازه رو وسوسهها.
3. دور نکردن فکر بد: ببین، فکر بد مثل پرنده است، نمیتونی جلوش رو بگیری که روت نپره. اما میتونی نذاری رو سرت آشیونه بسازه. یهو اومد تو ذهنت، بهش ۵ ثانیه وقت بده و بعد بلند شو یه لیوان آب بخور، یا برو صورتت رو بشور. بگو «نه، الان وقت تو نیست».
و اما مهمترین نکته حرف دوستات:
خودتو تحقیر نکن. این جمله که «من آدم بیچشم و رویی ام» رو بذار کنار. بگو «من یه آدم خوبم که یه مدت یه جای کارم میلنگید». تو که قراره به عشق امام حسین ترک کنی، بدون که آقام دست رد به سینهی کسی که واقعاً بخواد، نمیزنه. قول دادی؟ پس پاشو.
از امروز که شروع کردی:
· نماز توبه: عالیه. انگار داری از صفر شروع میکنی. خدا غفاره.
· برنامه روزانه: فقط یه تیکه بهش اضافه کن. تو ساعتایی که میدونی خلوت میشی و وسوسه میاد، از الان براش یه کار بذار. مثلاً همون ساعت خاص، برو تو جمع خانواده، برو آشپزخونه یه چایی دم کن، برو یه ورزش سنگین کن.
تو این مسیر، پیروزی قطعی نیست، ولی پیشرفت قطعی هست. یه روز خوبی، یه روزم ممکنه بلغزی. اگه افتادی، زودتر پاشو، غبارش رو بتکون و ادامه بده. اون دفعه گفتی از کجا خوردم؟ خب، حالا فهمیدی که خلوت کردنِ خودت و برنامه نداشتن براش، پاشنه آشیله.
تو میتونی. از این قدرت توی حرفات معلومه که خسته شدی از این وضع. خدا هم کمکت میکنه. به امید روزی که خودت رو بابت این استقامتت تشویق کنی.🤞🌱
محکم باش. یا علی.💪✌️
M0am
27 خرداد 1405 ساعت 00:38سلام و احترام
یک هفته هوشیاری🤞
انشاالله به مدد امام حسین(ع) توی محرم موجب خوشنودی اهل بیت علیهم السلام باشیم.
آزادی از بند✌️🤞
27 خرداد 1405 ساعت 00:45سلام 🌹
دمت گرم افرین به شما همینطوری ادامه بدین✌️
امین به دعای قشنگتون 🤲
پاکیتون ابدی✌️
M0am
24 خرداد 1405 ساعت 21:54سلام. چند روزه که کلا کسلم، هرکاری که میخوام بکنم نمیتونم، زود ذهنم خسته میشه یعنی توی ۲۴ ساعت کلا ۳ ۴ ساعت بیشتر کاری نمیتونم بکنم. معمولا اینجور مواقع احتمال لغزشم خیلی زیاده. وقتی دیگه هیچی نیست که حال آدمو بهتر کنه..
آزادی از بند✌️🤞
24 خرداد 1405 ساعت 22:54سلام دوست عزیز🌹
اوایل پاکی کاملا طبیعیه، لغزش به روح و روان اسیب میزنه و باعث میشه از هیچ چیزی لذت نبری، طبیعیه زمان میبره تا روح و روان خودش رو بازسازی کنه.🌱
راهکار برای درمان کسالت:
استراحت کافی: خواب کافی و با کیفیت به افزایش انرژی و تمرکز کمک میکنه
فعالیت بدنی: ورزش منظم، حتی پیادهروی کوتاه، میتونه انرژیات رو افزایش بده و حال روحیت رو بهتر کنه.
تغذیه سالم: مصرف میوهها، سبزیجات و غذاهای مغذی میتونه به بهبود حال عمومیات کمک کنه.
تنوع در فعالیتها: سعی کن کارهای جدید و متفاوتی رو امتحان کنی تا ذهنت تحریک بشه.
مدیتیشن و تنفس عمیق: این تکنیکها میتونن به کاهش استرس و افزایش آرامش کمک کنن.
برنامهریزی روزانه: با تعیین اهداف کوچک و قابل دستیابی، میتونی حس موفقیت و انگیزه بیشتری پیدا کنی.
گذراندن وقت با دوستان: ارتباط با دیگران و وقت گذراندن با دوستان میتونه حس بهتری بهت بده.
امیدوارم این راهکارها بهت کمک کنه.🙏🌹
پاکیتون ابدی✌️
M0am
22 خرداد 1405 ساعت 00:34سلام وقتتون بخیر
شروع روز دوم به امید خدا🤞
دعا میکنم که هرکی اینجا هست یا هر کجای دیگه که درگیر گناهه فرصت ترک و توبه دائمی پیدا کنه طوری که همیشه دنبالش بوده و تا حالا نشده🌱
از خدا میخوام که یک روز دیگه ازم محافظت کنه، خودم رو به خدا میسپارم چون ضعیف تر از این هستم که به تنهایی بتونم کاری کنم🤲
آزادی از بند✌️🤞
22 خرداد 1405 ساعت 10:29سلام به شما.🌹
دمت گرم واقعا وقتی تونستی 48 ساعت پاکی رو تجربه کنی، پس از این بیشتر هم میتونی به شرطی که تمام ورودی هایی که باعث لغزش میشه رو ببندی، افرین داداش ادامه بده پرقدرت.💪💪🤩✌️
امین به دعای قشنگتون. 🤲🤲🌱
واقعا این بلای خانمان سوزی هست، تمام جوونی و زندگیت و انرژیت و روحت و جسمت رو متلاشی و اتیش میزنه. 😥😥
تلاش مستمر+ کمک خدا= پاکی ابدی.💪
خدا هم خیلی هوامونو داره،ولی به شرطی که ما هم بجنگیم و تلاش کنیم.
از تو حرکت از خدا برکت.👌👌
برو بالا بترکون رفیق.❤️
پاکیتون ابدی✌️
M0am
21 خرداد 1405 ساعت 00:23سلام خدمت همگی و عرض خسته نباشید و خدا قوت خدمت ادمین عزیز
بعد از چهار روز لغزش داشتم. خب خوشحال نیستم ولی سعی میکنم هر روز اعلام پاکی کنم تا شاید خجالت بکشم و یه روزی ترک کنم 😓
آزادی از بند✌️🤞
21 خرداد 1405 ساعت 09:41سلام به شما دوست عزیز.🌹🙏
ناراحت نشین و از شکست هاتون درس بگیرین. 🌱
از تمام محرک ها و تمام چیز هایی که باعث لغزش میشه دوری کنین.
پرقدرت شروع کنید و پر قدرت ادامه بدین.💪
عامل اصلی لغزش هم نفس اماره هست، که قدرت گرفته و زورش زیاده و نمیتونیم بهش بگیم نه، مگر اراده قوی شه و نفس ضعیف.👍
اون موقع هر چقدر هم وسوسه بشیم میتونیم بگیم نه، چون قوی هستیم و قدرت نه گفتن رو داریم و پاکی رو ادامه میدیم.👍
مشکل عاجز بودن و ناتوان بودن یا قدرت نداشتن در برابر وسوسه هست دوست عزیزم، نه خجالت کشیدن. 👍
حالا چیکار کنید که نفس اماره ضعیف شه و اراده قوی؟
با نه گفتن به نفس به انواع گناهان،چیزای کوچیک مثلا میگه نامحرم ببین خب نبین میگه غیبت کن بگو نه وقتی تونستی به اینا بگی نه، به وسوسه بزرگ مثل خودارضایی و پورن هم میتونی بگی نه.🤞🥳
اگر هم دوست داشتی هفته ای یکبار روزه بگیر، عالیه چون دوست داری بنوشی بخوری ولی میگی نه روزه ام، پس به اون داستان هم میتونی بگی نه.✌️
پاکیتون ابدی✌️🤞💪
❤️🔥NATA❤️🔥
20 خرداد 1405 ساعت 02:53منتظر
20 خرداد 1405 ساعت 14:37سلام
انشاءالله روز به روز قویتر پیش برین🌱
اینکه محرکهای اضافی رو از زندگیتون حذف کردین کار خوبیه مخصوصا کهدمیدونین بعضی فضاها براتون محرک هستن
فقط یه نکته رو یادتون باشه که موفقیت بلندمدت فقط با حذف محرکها نیست بلکه در کنارش باید یاد گرفتن مدیریت وسوسهها هم باشه چون همیشه نمیشه از همه محرکها فرار کرد
یه چیز دیگه هم بگم خیلی از علائمی که گفتین مثل لاغری صورت، سیاهی زیر چشم یا خستگی ممکنه علتهای مختلفی داشته باشن مثل کمخوابی، استرس، تغذیه نامناسب یا مسائل دیگه پس اگه این مشکلات ادامه داشتن و تا یه مدت تغییری ندیدین بهتره با یه پزشکم مشورت کنین
و در مورد دیر خوابیدن یگم که مراقب باشین برای فرار از وسوسه خوابتون به هم نریزه
کمخوابی خودش میتونه استرس و ضعف اراده رو بیشتر کنه پس سعی کنین کمکم یک برنامه خواب منظم داشته باشین
یادتون باشه مسیرهای بزرگ از همین قدمهای کوچک ساخته میشن🌱
پاکیتون ابدی